تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب سجاد
شنبه 24 دی 1390  11:14 ق.ظ    ویرایش: شنبه 24 دی 1390 12:25 ب.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: سلامت ،

اثر تلفن‌های همراه؛ روش جدیدی برای اینکه بتونیم گل‌ذرت درست کنیم!

[http://www.aparat.com/v/28dd2c7955ce926456240b2ff0100bde77]

این یکی از هشدارهاییه که در مورد استفاده‌ی زیاد از تلفن همراه داده می‌شه. اثر ایجاد گرما در مایعاد بدن(درون مغز) در اثر امواج

   


نظرات()  
چهارشنبه 21 دی 1390  02:39 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،

تفنگ‌های پر برای شلیک به مغزهای پر ساخته شده‌اند! و مغزهای خالی برای پر کردن این تفنگ‌ها!
از کسی که کتابخانه دارد و کتابهای زیادی می‌خواند نباید هراسید٬ اما از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می‌دندارد.
«ناشناس»

   


نظرات()  
سه شنبه 20 دی 1390  03:34 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 20 دی 1390 03:41 ب.ظ
توسط: سجاد

عرض کرده بودم که چرا اینجا می‌نویسم.
بخاطر اینکه یه عده آدم زبان نفهم و ظالم کل سرویس وبلاگی وردپرس.کام رو فیلتر کردند.
راستش هنوزم دست و دلم به وبلاگ نویسی نمیره ولی خوب چاره چیه. توی پست قبلی گفته بودم «شکل دفتر مهم نیست٬ نوشتن مهمه»
صفحات قبلی وبلاگم رو که خیلی طرفدار داشت رو به اینجا منتقل کردم. امیدوارم که در آینده هم همونجوری پر طرفدار باشه. شما می‌تونید در بخش صفحات وبلاگ به اونها دسترسی داشته باشید.



   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  07:10 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

وبلاگ برام مثل دفتر خاطراته
مثل یه نوار قلب که وقتی مطالبش نگاه می‌کنم
وقتی به آرشیو نگاه می‌کنم انگار دارم نوار زندگیم رو می‌بینم.
وبلاگ رو دوست دارم
نوشتن رو دوست دارم

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:17 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

از همت بلند دولت توان رسید
آری به فیل صید نمایند فیل را

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:17 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

شما جهان خود را می‌سازید، همانطور که در آن پیش می روی.
«وینستون چرچیل»

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:16 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

شما می‌خاید با کسی باشید و اون شمارو نمی‌پذیره؛ هرکاری می‌کنید که خودتون رو به طرف بچسبونید ولی اون شمارو پس می‌زنه؛ یکم دست نگداریم.
اول به این فکر کنیم که چرا می‌خایم با اون شخص باشیم؟
جواب معلمومه٬ چون از نظر ما اون خوبه٬ حالا از هر نظری که فکرش رو بکنید٬ مالی٬ اجتماعی٬ فرهنگی٬ شخصیتی٬ خانوادگی٬ معرفتی٬ علمی و.....
دوست داریم که با اون باشیم٬ ولی اون مارو نمی‌خاد!!
چرا؟
خوب معلمومه چون اون هم دنبال کسیه که اینجور ویژگی‌هایی رو در خودش داشته باشه! چطور ممکنه که شما دنبال خوبی برای خودتون باشید ولی اون شخص اینطوری نباشه!
بیایید اول به خودمون رجوع کنیم که اصلا ارزش این رو داریم که دیگری به ما توجه که؟ و بعد از دیگران انتظار داشته باشیم که خودشون رو با ما تقصیم کنند!
یک داستان هست که من خیلی دوستش دارم:
«مردی به که تمام عمرش را صرف این کرد که بهترین زن دنیا را بیابد و با او ازدواج کند؛ عمر مرد گذشت و پیر و سالخورده شد و هرگز ازدواج نکرد.
از او پرسیدند؛ در طول این سالها که تمام جهان را جست و جو کردی٬ آیا بهترین زن دنیا را نیافتی؟
مرد گفت چرا بهترین زن دنیا را پیدا کردم!
پرسیدند٬ پس چرا با او ازدواج نکردی؟
مرد گفت: او هم دنبال بهترین مرد دنیا می‌گشت!»

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:16 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

مردم آمریکا و انگلیس برای دیدن واقعیت‌های مملکتشون بهتره اخبار ایران رو نگاه کنن٬ همونطوری که ما واسه دیدن واقیعت‌های مملکتمون برنامه‌های بی بی سی و صدای آمریکا و... رو باید نگاه کنیم!

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:16 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

گاهی وقت ها که احساس می‌کنی باید حرفی بزنی٬ ولی هر کاری می‌کنی حرفی برای گفتن نداری.
تنها یک کار باید بکنی٬ باید هیچ؛ هیچ حرفی نزنی.

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:15 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

شخصی پندی از «ابوذر» خواست؛ اینگونه دریافت کرد:
«با آن‌کس که بیش از همه‌ی مردم اورا دوست می‌داری٬ بدی و دشمنی نکن»
آن شخص مقصود را درک نکرد؛ که چگونه ممکن است؟! نامه‌ی دیگری نوشت و مقصود پرسید.
ابوذر در جواب نوشت:
«مقصودم از محبوب‌ترین و عزیزترین افراد در نزد تو همان خودت هستی. مقصودم شخص دیگری نیست»
برگرفته از کتاب «داستان راستان»
.
وقتی برای اولین بار این روایت رو خوندم٬ واقعا تاثیر گرفتم٬ این نصیحت خیلی با من هم‌خونی داشت٬ فکر کنم توی این دنیا هیچ‌کسی به اندازه‌ی خودم٬ با خودم بدی نکرده باشه. خیلی این جمله رو دوست دارم٬ یادم میاره که مثل گذشته‌ها به خودم بدی نکنم.
تازگی‌های خیلی پیش میاد که می‌خام کاری کنم؛ مصداق همون بدی کردن به خود٬ ولی این جمله یادم میاد و بیخیالش می‌شم. خیلی خوبه که آدم به خودش و حقوق خودش؛ به ارزش خودش٬ توجه کنه.
کاری که خیلی از ما نمی‌کنیم!!

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:15 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

اگر ضعف‌های خودمون رو به درستی بشناسیم؛ میشه با برنامه‌ریزی و تلاش٬ راه‌حل و روشی برای از بین بردنشون پیدا کرد.
مهم‌ترین چیز اینه که این شناخت رو بدست بیاریم و با خودمون روراست باشیم.
از همه مهم‌تر این نکته است که:
«بپذیریم در مقابل وجود ضعف‌های خودمان ناتوان هیستیم»
این اولین گام در راه غلبه؛ و یافتن راه چاره برای اونهاست.

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:14 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

شما ۱۰۰ درصد از شلیک‌هایی را که هرگز انجام نداده‌اید؛ از دست می‌دهید!!
You miss 100 percent of the shots you never take.
Wayne Gretzky

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:13 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

چگونه می‌توانی خود را زنده بنامی؟ در حالی که هیچ رویایی نداری؟
هیچ آرزویی نداری؛ هدفی نداری!
برای رسیدن به چیزی که دوستش داری تلاشی نمی‌کنی!

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:11 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

از این طرح «باشگاه زوج‌های آسمانی» خیلی خوشم اومد.

سعی شده که فرهنگی رو ترویج بدهند که بیشترین مهریه ۱۴ سکه باشه

موافقت خودم رو با این موضوع اعلام می‌کنم. واقعا طرح خوبیه٬ این داستان مهریه‌های سنگین دیگه داره به یک جوک بی‌مزه تبدیل می‌شه.

شخصا به عنوان یه جوان ایرانی که توی سن ازدواج هم هستم٬ همیشه برام سوال بوده که ازدواج یه موضوع کاملا دوطرفه و از روی تفاهمه٬ چرا باید اهرم‌های فشاری وجود داشته باشه که با سوء استفاده از اونها فشارهای روانی بر زوجین و در اینجا مرد بوجود بیاد؟؟ گیرم بخاطر ترس از مهریه و این حرف‌‌ها طلاق صورت نگیره! که چی؟ این زندگی که زندگی نمیشه٬ یک جهنم اجباریه.

خودم همیشه گفتم٬ مرد اگه بخاد کاری می‌کنه که زن روزی هزار بار این جمله رو داد بزنه «مهرم حلال٬ جونم آزاد!!»

گرچه که قبلا هم گفته بودم که٬ بخاطر طرح برابری زن و مرد بنده٬ کلا با مهریه و نفقه مخالف هستم

   


نظرات()  
دوشنبه 19 دی 1390  05:10 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی 
اگر سفر نکنی، 
اگر کتابی نخوانی، 
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، 
اگر از خودت قدردانی نکنی. 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی 
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، 
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی 
اگر برده‏ی عادات خود شوی، 
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ... 
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی 
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی، 
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. 

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی 
اگر از شور و حرارت، 
از احساسات سرکش، 
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، 
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند، 
دوری کنی . .. .، 

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی 
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی، 
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی، 
اگر ورای رویاها نروی، 
اگر به خودت اجازه ندهی 
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات 
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . . 

امروز زندگی را آغاز کن! 
امروز مخاطره کن! 

امروز کاری کن! 
نگذار که به آرامی بمیری! 
شادی را فراموش نکن .... 


«پابلو نرودا»
پی‌نوشت: خاستم جاهایی رو که به نظرم مهم‌تر اومدن رو درشت‌تر کنم ولی هرچقدر که خوندم نتونستم حتی یک جمله پیدا کنم که توی این متن جادویی نباشه٬ هر مصرع دنیایی داره واسه خودش٬ هر مصرع کافیه که یک زندگی رو بهشتی کنه٬ درست همینجا٬ همین نزدیکی

   


نظرات()  

علاوه بر زندگی