تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب قدرت و سیاست
یکشنبه 3 دی 1391  12:36 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

فلسفه‌ی آنارشیسم این است که:

هر سلسله مراتب قدرتی باید فلسفه‌ی وجود خود را توجیح کند تا بتواند به حیاتش ادامه دهد.
در غیر این صورت باید حذف بشود!
.
پروفسور نوام چامسکی

   


نظرات()  
دوشنبه 27 آذر 1391  02:24 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

مطمئن ترین راه برای به فساد كشاندن یك جوان این است كه به او بیاموزند برای كسانی كه مانند هم، می‌ اندیشند بیش از كسانی كه متفاوت می‌ اندیشند، احترام قائل باشد.

فریدریش نیچه

   


نظرات()  
دوشنبه 29 آبان 1391  12:12 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

ترس‌ در موذیانه‌ترین شکلش، لباس مبدل خِرَد را بر تن می‌کند و باعث می‌شود به کارهای شجاعانه کوچکی که به حفظ عزت و شأن ذاتی انسان یاری می‌رسانند، برچسب حماقت، بی‌ملاحظگی، عبث بودن یا حقارت بخورد. برای این مردم، که در هراس از قوانین آهنین سست‌کننده هستند، پذیرش این واقعیت که آزادی حقشان است، آسان نیست.
بریده‌ای از کتاب «رهایی از ترس» آنگ سان سوچی
.
از یک پزشک بخوانید در ستایش و نکوهش ترس

   


نظرات()  
یکشنبه 21 آبان 1391  12:11 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند
من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم.
پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند
من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم.
آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند
من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم
سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید
کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .
سرانجام به سراغ من آمدند
هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که صدایم را بشنود تا اعتراضی کند!

«مارتین نیمولر»

   


نظرات()  
دوشنبه 1 آبان 1391  10:01 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 1 آبان 1391 10:31 ق.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

چرا ایران هیچوقت آزادی را برای مردمش نخواهد داشت؟
جواب این سوال خیلی سادست، نه به اقتصاد ربط داره نه به دین و نه به نوع حکومتی که بر سر کار باشه. هیچوقت در ایران حکومتی نمی‌تونه بر سر کار بیاد که آزادی مردم رو به اونا بده
چرا؟

موقعیت جغرافیایی ایران
قومیت‌های زیاد ایران
تفاوت‌های فرهنگی و نژادی و مذهبی

یکپارچگی سرزمینی ایران وابسته به قدرت حکومت مرکزیه، شما اگه به تاریخ ایران نگاه کنید،‌ می‌تونید ببینید که چقدر مرزها در طول تاریخ تغییر کرده و چه درگیری‌های قومی و مذهبی زیادی درگرفته، چه کشتارهایی انجام شده.
اگر حکومت ایران بخاد در مورد آزادی به مردمش شل بگیره و بهشون حق انتخاب بده، احتمالش خیلی کمه که سرزمین ایران یکپارچه بمونه، به عبارت دیگه در کوتاه‌ترین زمانی که بتونید فکرش رو بکنید، کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و.... از گوشه و کنار ایران ادعای استقلال می‌کنند و کشور تیکه پاره می‌شه.
این درگیری‌ها در زمان رضا شاه و محمد رضا مثل همیشه ادامه داشت، در زمان جمهوری اسلامی هم به همین صورت بود.
افراد زیادی در این مملکت بوده و هستند که ایران رو کشور اصلی خودشون نمی‌دونند.
پس دولت اگر بخاد یکپارچگی ایران و کنترلش رو بر روی این ملت حفظ کنه باید همیشه استفاده از اهرم فشار و خفقان رو در دستور کار داشته باشه، اهرمی که به شدت در طول تاریخ این سرزمین استفاده شده، حتی در زمان کورش کبیر و ....

خلاصه بگم دوستان عزیزم، اگر به دنبال آزادی بیان و دگر اندیشی و آسودگی تفکر و حق انتخاب هستید دور ایران رو یه خط قرمز بکشید!

پی نوشت: بد نیست یه نگاهی به نقشه‌ی خاورمیانه جدید که طرحش به آمریکا نسبت داده شده بندازید
البته شخصن فکر می‌کنم که لازم نیست زیاد هم باهوش باشی تا بتونی این نقشه رو حدس بزنی!



برای دیدن تصویر در اندازه‌ی بزرگ کلیک کنید

   


نظرات()  
یکشنبه 19 شهریور 1391  07:29 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

اقتدارگریزی یا آنارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعهٔ «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می‌داند که بهترین شکل آن ایجاد گروه‌های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه‌ای آزاد و بدون اجبار ِ یک قدرت سازمان‌یافته بهتر خواهد شد و گروه‌های داوطلب می‌توانند بهتر از دولت‌های کنونی از پس وظایف آن برآیند. آنارشیست‌ها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند (که معایبش کمتر از استبداد سلطنتی است). آنارشیسم خود زیرنحله‌های پرشماری دارد، که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم ندارند. این خود تا حدی خاسته از ماهیت آنارشیسم است که وجود خویشتن را در نفی و مخالفت می‌جوید. ماهیت آزاد و غیرمتمرکز آنارشیست‌ها، در سازمان‌نیافتگی نسبی تشکیلات ایشان پیداست. ایشان ضمن التزام به اصول بنیادین آنارشیسم در تفسیر این اصول و به فعلیت درآوردن آنها اختلاف‌های اساسی دارند. مهم‌ترین این اصل‌های بنیادین چنان که پیشتر گفته شد، نفی حکومت است؛ یعنی عصارهٔ تفکر آنارشیستی تأکید بر آزادی فرد است. این تأکید منجر به تقبیح و مخالفت با هر گونه اقتدار بیرونی (خاصه حکومت) که مانعی در رشد و تعالی آزاد فرد تلقی می‌شود، می‌گردد.

بیشتر در ویکی‌پدیا بخوانید

   


نظرات()  
شنبه 28 مرداد 1391  01:15 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

انقلاب ها 3 گروه آدم یا بهتر بگم 3 مرحله دارند:
1: تندرو ها
2: میانه رو ها
3:دیکتاتورها
در مرحله ی آخر آرمان هایی که انقلاب برای اونها صورت گرفته فراموش شده هستند! و دولت مردان درست شبیه همان کسانی شدند که زمانی بر علیه اونها مبارزه می کردند!!

   


نظرات()  
شنبه 28 مرداد 1391  12:33 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

خرابكاری یك مملكت از دو چیز است
اول نداشتن مردمان دانا و لایق
دوم نبودن آنها در راس امور مملكت
« ولتر »

   


نظرات()  
دوشنبه 23 مرداد 1391  05:36 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

جناب استاد تاریخ انقلاب اسلامی یه تحقیق ناقابل به ما داده با این عنوان.
(تحولات منطقه و ارتباطش با انقلاب اسلامی)
باورتون نمیشه که چقدر در این مورد با دوستان بحث کردیم و چقدر توی سر و کله هم زدیم. قبلنم توی این وبلاگ گفتم, انقلاب اسلامی ما از نظر تعوری زیاد حرف زده ولی در عمل ما چیزی ندیدیم. سیاست های ما بسیار تهاجمی بوده و مارو به این چیزی که الان هستیم تبدیل کرده.
درسته که انقلاب ما پیامدهای زیادی در پی داشت ولی شخصن اعتقاد دارم که تحولات منطقه تاثیر گرفته از خیلی چیزهای دیگه به مقدار خیلی بیشتر هستند تا انقلاب اسلامی ما.
بعدن در این مورد مفصل مطالبی رو خواهم نوشت, فقط خلاصه بگم که اگه ما اینجوری با همه سر جنگ از اول نداشتیم به اینجا کشیده نمی شدیم.
در حال حاظر من ترکیه رو به عنوان الگوی خیلی بهتری برای کشورهای اسلامی متصور هستم تا حکومت ما, دولتی با اقتصادیو زیرساخت و فرهنگ و دست آوردهای بهتری نسبت به ایران.
چیزی که اینجا خیلی منو آزار میده وقایع سال 88 در ایران هست که تحولات منطقه بعد از اون شروع شد. شباهت های زیادی رو میشه این میون پیدا کرد!
البته فعلن نمیخایم نتیجه بگیریم!

   


نظرات()  
چهارشنبه 24 اسفند 1390  02:52 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

در همین حد می‌تونم بگم که چهارشنبه سوری امسال کرمانشاه هم مثل سال قبل تقریباً یه شورش بود!
کار به گاز اشک آور و نیروی ضد شورش و اسپری فلفل و باتوم کشید. یه وضع عجیبی بود!
شخصاً شعار «مرگ بر دیکتاتور» رو شنیدم ولی گمونم تعدادشون همچین زیادم نبود که شعار می‌داند، ولی کسایی که واسه چهارشنبه سوری درحال بگیر و ببند بودن خیلی زیاد بود.
خیلی از برادران که نمی‌دونم اطلاعاتی بودن، نیروی انتظامی بودن یا هرچی در حال فیلم گرفتن بودند؛ از جمعیت و مردم فیلم می‌گرفتند. برای هممون سوال شده بود که چرا این کار رو می‌کنند؟
این کار رو توی شلوغی های دوره‌ی انتخابات انجام می‌دادند قبلاً
.
نکته اینجاست که اون موقع این شلوغی‌ها رو گردن طرفدارهای جنبش سبز(حالم از این جنبش به هم می‌خوره)  نسبت می‌دادند ولی امثال این شلوغی‌ها فکر کنم از آتیش بود. آتیش دل جوانان!

   


نظرات()  
چهارشنبه 10 اسفند 1390  02:20 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 10 اسفند 1390 03:08 ب.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

توی بحث‌های انتخاباتی و دلیل آوردن‌های من برای رای ندادن، خیلی ازم سوال شد که «تو که به این حکومت مشکل داری و می‌گی باید عوض بشه از نظرت چه حکومتی خوبه؟» نمی‌دونم چرا همه می‌گفتند توی آمریکا دوتا حزب بیشتر نیست و فلان و... این حرف اونا منو واقعاً دلخور می‌کنه؛ بهشون می‌گفتم حکومت آمریکا یکی از حکومت‌هایه که من به شدت از تنفر دارم. تو اون کشور هم عدالت اصلا رعایت نمی‌شه!
من برای خودم یه شاخص دارم. برای هر حکومتی باید یه تعریف نظری وجود داشته باشه.
مثلا در جمهوری اسلامی ایده اینه «حرف، حرف خدا. تفصیر کنندش فقیه» و این شده پایه‌ی حکومت. من این ایده رو قبول ندارم. البته که همیشه امر، امر خدا هست؛ اما خود خدا نیست که امرش رو به ما بگه! تاریخ به ما نشون داده کسایی که واسط بین خدا و مردم هستند اصلا خوب عمل نمی‌کنند. اینجوری می‌شه که بستری می‌شه برای ظلم کردن و گردن خدا انداختن.
و اما نظریه من. خیلی ساده:
«هر انسانی دارای این آزادیه که هر کاری انجام بده (توجه کنید. «هر کاری» بدون هیچ قید و شرطی) و  عدالت برای همه به یک صورت وجود داره. همه‌ی انسان‌ها برابرند و در برابر حقی که دارند برای اونها عدل اجرا می‌شه. اما آزادی هر انسانی نباید به آزادی انسان دیگری را تجاوز کنه»
.
خوب براتون یک مثال می‌زنم که دوستش دارم. از جنبه‌های بسیار ساده‌ی جامعه‌ی انسانی مثال می‌زنم.
مثلاً در یک شهر ۲ دسته آدم داریم که یک گروه دوست دارند که لخت مادر زاد توی شهر رفت و آمد کنند و گروه دوم دوست دارند که همگی چادر و روبنده داشته باشند و رفت و آمد کنند.
در این مورد قانون چطور عمل می‌کنه؟
در اسلام گروهی که لخت می‌خان بیان بیرون اجازه ندارند، چون خدا این کار رو منع کرده. خواستن و نخواستن اون گروه تاثیری بر این امر نداره.
در دموکراسی( پیروزی اکثریت) رای می‌گیریند و هر گروهی بیشتر بودند اونا برنده می‌شند. اگه اونایی که دوست دارند لخت بیان بیرون بیشتر بودند. قانون رو طوری تعیین می‌کنند که همه بتونن لخت بیان بیرون و گروه دیگه هم همینطور برعکس
اما نظریه من میگه که هر دو گروه باید آزادی و عدالتشون رعایت بشه.
اما چطوری؟
در این شهر ما می‌تونیم ۳ جور خیابون داشته باشم. خیابون اول همه می‌تونند که لخت مادر زاد بیان بیرون و کسی نمی‌تونه بهشون گیر بده. در خیابون دوم همه می‌تونند با نقاب و روبنده بیان بیرون و کسی نمی‌تونه بهشون گیر بده. و در خیابون سوم هر کسی باید یه لباس مناسب بپوشه و بیرون بره؛ نمی‌تونید لخت باشید و نمی‌تونید روبنده بندازید.

به همین سادگی.
با یکی از دوستان به شدت سر این موضوع بحث داشتیم که ما نمی‌تونیم به همه این اختیار رو بدیم که هر کاری که می‌خان بکنند. و نظریه من اشکال داره. این مثال رو می‌زد:
«فرض می‌کنیم که یک چاله وجود داره و  یک فرد کور داره به سمت اون می‌ره (جامعه!) با دونستن اینکه شما اون چاله رو می‌بینید ولی اون فرد چاله رو نمی‌بینه»
در این مورد دوست من به خودش اجازه می‌داد که به اون فرد تذکر بده (ارشاد) و اون رو از وجود اون چاله آگاه کنه. تا اینجاش من هم کاملا موافق بودم. 
اختلاف ما اینجا بود که از نظر دوست من. من به به عنوان کسی که از وجود چاله آگاه هستم و اون فرد کور برام اهمیت داره حتی با سیلی زدن هم می‌تونم او رو از رفتن به اون طرف منصرف کنم!
اما من مخالف بودم.
من می‌گم شما حق ندارید نظر خودتون رو در هیچ شرایطی به هیچ فردی تهمیل کنید. مگر اینکه قراردادی رو قبلا هردو پذیرفته باشید.
حتی اگه اون فرد کور به سمت چاله بره و حتما بیفته و بمیره؛ شما حق ندارید اختیار این کار رو از اون بگیرید.
و حالا بحث دیگه!
اما روی این بحث داشتم که شما چطور می‌تونید اطمینان داشته باشید که شما چاله رو می‌بینید و اون فرد نمی‌بینه و چطور فکر می‌کنید اون فرد اشتباه می‌کنه و شما درست می‌گید؟ فرض کنیم که واقعا در اونجا چاله‌ای وجود نداره و شما بخاطر تصور وجود داشتن یک چاله در اونجا حق اون فرد بیچاره رو زیر پا می‌گذرید!!!
با کلی تلاش هردو به این توافق رسیدیم که دیدگاه ما هردو می‌تونه نسبی باشه و قطعی نیست. یعنی هردو امکان داره که درست بگیم و یا هردو امکان داره که اشتباه کرده باشیم. اما آیا هرکدوم از ما حق داره که دیگری رو مجبور کنه که کار مورد نظر مارو انجام بده؟
از نظر من. نه هرگز نمی‌تونه.
با فرض اینکه بالاخره یک حقیقت اصلی وجود داره که باید به اون اتکا کرد، خارج از اینکه آیا هرکدوممون بهش اعتقاد داریم یا نداریم. برای دیدن این حقیقت دوست من پیشنهاد می‌دادند که نفر سومی رو داور قرار بدیم و اون نفر سوم رو خداوند در نظر می‌گرفت چون خودش این دنیا رو ساخته و می‌دونه که واقعا اون چاله اونجا هست یا خیر.
اما من قبول نکردم.
به دوستم گفتم که خداوند. ممکنه خدایی که شما قبول دارید رو من قبول نداشته باشم! حالا خدای کدوممون باید داور بشه؟
جواب دوستم این بود که خداوند فقط یکیه فقط به اسامی گوناگونی صداش می‌کنند.
من می‌گم درسته. همینه حالا سوال اینجاست که اون خدارو به کدوم اسم باید توی این توافق صدا کنیم. اسمی که تو صداش می‌کنی یا اسمی که من صداش می‌کنم.
و خداوند خودش نیست که بین ما داوری کنه و ما چاره‌ای نداریم که کسانی رو بیاریم وسط که تفصیری از طرف خداوند به ما بدهند. که بنده اون کسان رو قبول ندارم.
پس می‌ریم سر خونه‌ی اول.
اما پیشنهاد من چی بود؟
اگه بحث قدرت رو کنار بگذاریم اینجوری می‌شه فکر کرد.
من می‌گم که با هم توافق می‌کنیم که هیچکدوممون از اون مسیر نریم و یا مثلا هرکی به اون نزدیکی رسید بدون اینکه فکر کنه بالاخره چاله هست یا نیست یک متری بپره!
اما باید با هم توافق کنیم، نکته اینجاست.
یا اینکه من از اون مسیر میرم و افتادنم توی چاله به خودم مربوطه و تو از اون صدمه‌ای نمی‌بینی. پس من می‌رم و تو نیا. اون موقع معلوم می‌شه که کدوممون درست می‌گیم.


   


نظرات()  
سه شنبه 2 اسفند 1390  06:03 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

در دل اینجانب در اینجور موارد خیلی دور و درازه٬ باید صحبت رو کوتاه کرد.
در قانون ما اومده کسایی که بخان وارد مجلس بشوند باید دسته کم به چند چیز پایبند باشند.
بزارین خیلی واضح بگم: من با دینی بودن قانون اساسی و حکومت و ولایت فقیه مخالفم.

با اینکه سیستم حزبی مشکلات خودش رو داره این سیستم رو فعلا بیشتر ترجیح می‌دم تا بعداً چیزه بهتری درست کنیم. احزاب اسلام گرا هم می‌تونن وجود داشته باشند که کارهاشون رو با مشورت فقیه خودشون انجام می‌دن. اما اول باید اینقدر خوب باشند که دیده بشوند و بعد انتخاب بشوند. و اگر خوب کار نکردند؛ کنار خواهند رفت.

قبلاً گفته بودم که از نظر من نظام باید فقط «نظام» باشه٬ یعنی همون نظم دهنده؛ قانون اساسی باید مثل یک سیستم عامل عمل کنه و اجازه‌ی اجرا شدن نرم‌افزارهای مختلف رو که مورد نیاز کاربر هستند رو بده و تنها کارش ایجاد ارتباط کاربر با سخت افزارها و نرم‌افزارهای مختلف بده و مسلماً چندتا نرم‌افزار اساسی رو درون خودش داشته باشه!

به نظر من قانون اساسی باید فقط یه بستر رو برای جریان داشتن قدرت در دست افراد مختلف جامعه با سلیقه‌های مختلف ایجاد کنه و خودش چیز خاصی رو دیکته نکنه.
درست مثل موتور ماشین؛ شما وقتی قطعه‌ای روی یک ماشین نصب می‌کنید و استانداردهای لازم رو در نظر می‌گیرید. کاری به این ندارید که قطعه از جی ساخته شده٬ کی اونو ساخته و کجا ساخته شده و اعتقاداتش چیه! شما از اون قطعه انتظار دارید که کارش رو درست انجام بده. درست و درست.

من به چیزهایی که نماینده‌ها باید بهش پایبند باشند تا بتونن به مجلس راه پیدا کنند؛ اعتقاد ندارم(از نظر سیاسی) پس کسی در میون اونها پیدا نمی‌شه که نماینده‌ی من باشه.
پس من نمی‌تونم رای بدم؛ تا روزی که نماینده‌ی واقعیم بتونه بره مجلس.
به شما هم توصیه می‌کنم اگه مثل من هستید شما هم در انتخابات شرکت نکنید.
.
پی نوشت: مثلا ترکیه می‌تونه مثال خوبی باشه در مورد اینکه اگه خواستیم به احزاب اسلام‌گرا رای می‌دیم و جواب می‌گیریم. اما٬ فقط اگه خواستیم.

   


نظرات()  
یکشنبه 23 بهمن 1390  10:06 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

بازم مثل همیشه شاهد یه خریت جدید هستیم که اون بسته شدن دسترسی به بروتکل HTTPS هستش. تمامی سرویس‌هایی که از این پروتکل استفاده می‌کنند از دسترس خارج شدند. سرویس‌های ایمیل YAHOO و GMAIL و... به همین دلیل از دسترس خارج شدند.
.
به نظر شما چرا؟
خوب دلیلش معلومه دیگه گفتن نداره.
کردهای همشری ما یه ضرب المثل دارند که خیلی به این داستان ما ربط داره:

«چو هلگری سگ دز دیارَ»

«چوب که برداری سگ دزد معلومه کدومه»

   


نظرات()  
چهارشنبه 19 بهمن 1390  09:17 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

فقط چند روز دیگه به ۲۲ بهمن ماه مونده؛ روزی که راهپیمایی برگزار می‌شه و مردم میریزن توی خیابان‌ها و شعار می‌دن!
من با این روز کلاً مشکل دارم اما می‌خام راجع به یه چیزه دیگه حرف بزنم. در مورد راهپیمایی در این روز
کاش مردم ما یکم کتاب می‌خوندن٬ یا دست‌کم کتابهای مربوط به کسانی رو می‌خوندن که فکر می‌کنن خیلی بهشون ارادت دارند؛ ولی افسوس و هزار افسوس که نه تنها نمی‌خونن٬ بلکه نمی‌دونند. نمی‌فهمند.
کاش مردم ما یه کم «قرآن» رو درست می‌خوندن؛ کاش «نهج البلاغه» می‌خوندن. اما افسوس.
من با این راهپیمایی مخالفم. با هرگونه رفتاری که باعث بشه حکومت‌های هر مملکتی از اون به نفع خودشون استفاده کنند به شدت مخالفم.
هر کاری که بعث بشه که حتی یه ذره در ذهن رهبرهای هر مملکتی اطمینان خاطر ایجاد بشه مخالفم.
باید سردمداران مملکت‌ها همیشه در اظطراب باشند. باید از مردم بترسند. باعت از قدرت٬ دانایی و فهم مردم بترسند. از این بترسند که مردم هر لحظه اونارو از جایگاهشون بیارن پایین. هر لحظه دنبال راضی کردن مردم باشند.
وای بر مردمی که مثل زامبی‌های بدون روح می‌ریزن توی خیابون و شان خودشون رو زیر سوال می‌برن
هرگونه حرکت حمایتی از یک حکومت در هرجای دنیا که باشه از نظر من مردوده چون باعث بیچارگی اون مردم میشه.
.
همیشه یادمون باشه اگه خودمون برای خودمون شخصیت قائل نشیم هیچکس برای ما شخصیت قائل نخواهد شد.
مخصوصاً..... مخصوصاً قدرتمندان. مخصوصاً توی ایران( از روی تجربه می‌گم)

   


نظرات()  
شنبه 1 بهمن 1390  04:46 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

داشتم به این به ماجراهای این‌همه گرون شدن دلار عزیز فکر می‌کردم؛ سر رشته افکارم به تصاویر مشاهیر آمریکا کشیده شد که تصویرشون رو روی دلار می‌تونید ببینید.
به پول‌های رایج دنیا فکر می‌کردم که تصاویر چه چیزهایی و یا چه کسانی روی اون اسکناس‌ها هست؟
به این فکر کردم که روی اسکناس‌های ما چه چیزهایی هست؟
و یه ایده به ذهنم رسید٬ این عکس رو درست کردم!
شما می‌تونید در این تصویر از اسکناس عزیز ما!! همه‌ی مشاهیر ایران زمین رو ببینید.

   


نظرات()  
  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •   

علاوه بر زندگی