تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب مالی و اقتصادی
دوشنبه 3 بهمن 1390  10:37 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 3 بهمن 1390 11:00 ق.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: مالی و اقتصادی ،

برای چندمین دهه‌ی متوالی است که ارزش ریال سقوط می‌کند. بله درست فهمیدید؛ این چند هفته‌ای که ارزش پول ملی دیگر از سراشیبی پایین نمیرود و بدون چتر نجات سقوط آزادش را در یک در‌ه‌ی بی انتها آغاز کرده است تمام داستان سقوط ارزش پول ملی ما نیست.

تمامی نمودارهای اقتصادی در بیش از ۳۰ سال گذشته نرخ کاهش ارزش پول ملی را به ما نشان می‌دهد. در بعضی سال‌ها در سراشیبی کم و در بعضی  زمانها مثل الان در یک  سقوط وحشتناک.

امروز نمودار نرخ ارز را در سایت بانک مرکزی بررسی می‌کردم که سال ۸۱ بدترین این سقوط‌های آزاد این سالها بود؛ البته نه بدتر از سقوط آزاد این روزهای ما! در آن سال ارزش پول ملی چیزی نزدیک به ۵۰۰ ٪ کاهش پیدا کرد.  دلار از حدود ۱۴۰ تومان به حدود ۷۶۰ تومان افزایش یافت و پوند از حدود ۲۱۰ تومان به حدود ۱۲۵۰ تومان افزایش یافت.

بعد از این سقوط چنان دست و پا و سر و گردنش شکست که هیچوقت دیگر نتوانست از جایش تکان بخورد! و یک قدم هم ز این سراشیبی بالا برود!

حالا هر دلیلی که می‌خواهد داشته باشد. تورم زیاد در کشور٬ تحریم‌ها٬ سیاست‌های بسیار درست اقتصادی! ریال دیگر ارزش خود را از دست داده بود.

 

حالا این کاهش ارزش ریال یعنی چه؟

اگر امروز قیمت یک تخم مرغ ۱۰۰ تومان باشد؛ من با داشتن ۱۰۰۰ تومان می‌توانم ۱۰ عدد تخم مرغ بخرم. حالا اگر به هر دلیلی که اصلا هم برای شکم گرسنه‌ی بنده مهم نیست قیمت یک عدد تخم مرغ به ۲۰۰ تومان افزایش یابد من با داشتن همان ۱۰۰۰ تومان می‌توانم فقط ۵ تخم مرغ بخرم!

این یعنی اینکه با این تغییرات ارزش ۱۰۰۰ تومان من ۵۰٪ کاهش داشته است. و با اینکه تخم مرغ همان تخم مرغ قبلی است و شکم من همان شکم قبلی و پول من همان پولی قبلی است٬ من ۵۰ ٪ گرسنه تر هستم!

 

چرا این بازار آشفته ایجاد شده است؟(راه چاره‌‌ی محتمل!)

در این آشفته بازار سقوط آزاد ارزش پول مردم به این فکر می‌کنند که اگر همان ۱۰۰۰ تومن خود را که در مثلا در بانک دارند اگر همانجا بگذارند خاک بخورد وقتی بیرون بکشند دیگر ۲ عدد تخم مرغ هم برای آنها نمی‌خرد! پس باید به فکر راه چاره‌ای باشد.

راه چاره به این شرح است که پول را باید از بانک در آورد و با آن تخم مرغی خرید که فاسد نشود! و بجای معامله با پول بی‌ارزش از همان تخم مرغی که فاسد نمی‌شد بصورت پایاپای(کالا به کالا) استفاده کند.

که در اینجا آن تخم مرغ فاسد نشدنی ما همان طلا و یا ارز است.

۱۰۰۰= ۱ دلار = ۵ تخم مرغ

پس از گذشت زمان کافی!! (در اینجا خیلی کوتاه)

۱۰۰۰= ۰.۵ دلار = ۲ تخم مرغ

اما ۱ دلار = ۵ تخم مرغ

پس آن کسی که وقتی ۱۰۰۰ تومان ۵ تخم مرغ ارزش داشت با پولش دلار خرید. الان می‌تواند ۲ تخم مرغ با پولش بخرد. اما آن کسی که آن زمان با پولش دلار خرید می‌تواند با فروز ۱ دلارش به قیمت مثلا ۱۷۰۰ تومان همان ۵ تخم مرغ قبلی را بخرد!

خوب این یعنی اینکه همه‌ی مردم از ترس همین ماجرا شروع کردند به خریدن دلار و سکه و قیمت هردو به شدت افزایش یافت.

دولت کاری از دستش بر نمی‌آمد. شروع کرد به بلف زدن که ما بیش از اندازه ذخایر ارزی داریم و به بازار تزریق می‌کنیم. و این کار را کرد اما مردم دیگر ریال را نمی‌خواستند! و تا آنجایی که توانستند دلار خریدند و خریدند تا تمام شد! و باز هم ارزش ریال کاهش پیدا کرد.

قیمت همه چیز افزایش پیدا کرده و تورم به شدت زیاد شده است. پولی که در دست ما بود الان دیگر ارزش هفته‌ی پیش را ندارد و ما گرسنه‌تر شده‌ایم.

دولت برای شکستن این دومینو باید مقدار خیلی زیادی ارز و طلا وارد بازار کند تا بتواند این ماجرا را کنترل کند٬ اما دولت با هفته‌ای کردن تعیین قیمت پی‌فروش طلا به همه نشان داد که اینچنین قدرتی ندارد؛ و هرچقدر هم که این کار را به تاخیر بیندازد ارزش ریال بیشتر کاهش پیدا می‌کند.

اگر دولت در آینده بتواند ارزش ریال را بالاخره بعد از ساختن بمب اتمی و عرضه تمامی خیره‌ی ارزی و پایان جنگ سوم خلیج فارس کنترل کند؛ هرگز نخواهد توانست ارزش ریال را تغییر داده و آن را افزایش دهد (چه جوکی) و در این وانفسا هرکسی که هرچه زودتر با پولش یک چیز فاسد نشدنی خرید قافیه را فقط کمی نباخته است.

پی نوشت: دیشب با داداشم بحث بود که بدبخت می‌شیم یا نه٬ اون می‌گفت که اینا همش سیاسته تا نقدینگی مردم رو جمع کنه و بعدا حباب که ترکید همه چیز ارزون می‌شه و اینها همش سیاست دولته ایرانه و اینکه دولت ایران خیلی خفتنه و استکبار جهانی رو به زانو در آورده و فعلا می‌خاد بازی کنه (نه بابا؟ از خنده کبود پشتک می‌زدم!) ولی من باهاش شرط بستم که هرگز قیمت‌ها پایین نمیاد چون دولت قدرت و ابزار این کار رو در اختیار نداره و مردم به اندازه‌ی کافی ترسیدن که گند بزنن به همه چیز.

پی نوشت ۲: من اگه جای شما بودم زودتر یه چیز فاسد نشدنی‌ای می‌خریدم؛ خونه‌ای٬ زمینی٬ ماشینی٬ طلایی٬ دلاری٬ چیزی....

 

   


نظرات()  
شنبه 1 بهمن 1390  04:46 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

داشتم به این به ماجراهای این‌همه گرون شدن دلار عزیز فکر می‌کردم؛ سر رشته افکارم به تصاویر مشاهیر آمریکا کشیده شد که تصویرشون رو روی دلار می‌تونید ببینید.
به پول‌های رایج دنیا فکر می‌کردم که تصاویر چه چیزهایی و یا چه کسانی روی اون اسکناس‌ها هست؟
به این فکر کردم که روی اسکناس‌های ما چه چیزهایی هست؟
و یه ایده به ذهنم رسید٬ این عکس رو درست کردم!
شما می‌تونید در این تصویر از اسکناس عزیز ما!! همه‌ی مشاهیر ایران زمین رو ببینید.

   


نظرات()  
دوشنبه 11 تیر 1386  12:06 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

دیشب بعد از کلی دردسر و سروصدا ماجرای جیره بندی بنزین ختم به شر شد. از همون اولشم معلوم بود که مردم چه برخوردی با این ماجرا دارن توی شهر ما هم مثل تمام ایران مردم ریختن توی پمپ های بنزین تا یکم خودشون رو گول بزنن و چند لیتری هم توی اون باک که سیری نداره بنزین بریزن! اینم یه توهم جمعی دیگه از این ملت بی خبر

این طرح اجرا شد درست دیگه کار که از کار گذشته فقط باید ببینیم هدف از اجرای این طرح چی بوده اصلا این طرح به صرف هست یا اینکه نیست و چی اشکالاتی بهش وارده؟! من فقط امیدوارم که این جریان مثل آزمون و خطاهای قبلی نباشه چون این تو بمیری از اون توبمیری ها نیست کوچیکترین چیزی می تونه کلی مردم رو ناراحت کنه و از اونجا که مردم ما اصلا دلشون پر نیست ممکنه اتفاق های بدی بوجود بیاد! این طرح برای این اجرا شد که ما توی کشورمون بیشتر از کل بودجه ی عمرانی 30 تا استان که اونم الان توی اخبار گفت داریم پول خرج می کنیم که باک های بی مصرف رو پر کنیم و این حتما چیز بدی خواهد بود. ولی باید این سوال رو از خودمون بپرسیم که با این گرونی ماشین ها توی ایران که باعث شده آدم هایی مثل پدر من بدون ماشین باشن چطور میشه که این همه مصرف بنزین داریم!؟!

چرا باید مصرف بنزین در خودرو های ایرانی چندین برابر استاندارد های جهانی باشه؟ چرا هیچ خودرو سازی به خودش زحمت نمی ده که یه چیز درست بده دست مردم؟ این سوال های خوبی هستن که نمی دونم چرا هیچکس به اونا جوابی نمی ده ما اومدیم بگیم که ما هم صنعتی شدیمو صنعت خودرو سازی داریم پدر خودمون رو در آوردیم.امروز داشتم از خودم می پرسیدم مگه توی کل این صنعت چند نفر رفتن سره کار مگه چقدر شغل ایجاد شده؟ حالا بیایم دست بالا بگیریم 500000 نفر توی ایران با این کار نون می خورن و ما هم صنعت خودرو سازی داریم. ولی به چه قیمتی ما چندین ساله که داریم سوپسیت می دیم که چی این صنایع خودمون رو که نبودشون بهتر از بودنشونه نگه داریم! که چی بشه آخه می خام که اصلا نباشه. توی کشور ما واردات ماشین با تعرفه هایی انجام میشه که اصلا باور کردنی نیست در نتیجه واردات انبوه ماشین رو باید بیخیال شده نظارت هم که اصلا حرفش رو نباید زد در نتیجه خودرو ساز های ما با خیال راحت توی این چندین ساله وسایلی رو ساختن که در هر صد کیلومتر چندین برابر استاندارد های جهانی ثروت های این کشور رو به هدر می ده.(می گن از گاز استفاده کنیم . مگه گاز هم سرمایه ی ملی نیست از همین الان روزی رو می بینم ه همین جریان واسه گاز هم پیش بیاد اگه فکری اساسی نکنیم)

اینجا هم همیشه رسم بر این بوده که بدون توجه کردن به صورت مسئله با نوشتن یه نسخه ی کوتاه و فوری سعی در راست و ریست کردن مشکل دارن که ممکنه کمی در کوتاه مدت درست باشه ولیبخاطر بودن همون شرایط قبلی تغییره خاصی رو نمیتونه باعث یشه برای راحتی یک بیمار باید بیماری اون رو تشخیص و درمان کرد نه اینکه برای مدتی نا معلوم بهش مسکن داد که چی شاید کمی دردش کم بشه. همه ی سختی ها رو ما مردم می کشیم این مشکلات ما نیستن ولیسختی ها ماله ما خواهند بود به ما چه ربطی داره که ماشین ها اینقدر بنزین می سوزونن مگه ما دوست نداریم بنز آخرین مدل سوار بشیم کهاصلا بنزین مصرف نکنه اونم با قیمت یه پرشیا! به ما چه ربطی داره که بنزین داره قاچاق می شه مگه ما مامور مرز بانی هستیم ما فقط میخایم که زندگی کنیم اگه کمی راحتی درش باشه بد نیست.

این طرح خوبی خیلی زیاد داره ولی بدی ها قبلی از کجا اومدن ؟؟ در ایران یه توهم جمعی هست یه آشوب عجیب امیدوارم که ما بتونیم هرچه زودتر از این خواب بیدار بشیم.

   


نظرات()  

علاوه بر زندگی