تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب سلامت
دوشنبه 15 آبان 1391  01:46 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

به کوری چشم هرآنکس که نتوان دید. اونهایی که دوست دارند ذهن و زندگی مارو کنترل کنند، اونهایی که آرزو دارند که یه روزی حتی کنترل تفکرات مارو هم داشته باشند. به کوری چشم همونا...
ویدیوهای مت هاردینگ رو که توی پست قبلی در موردشون گفته بودم آپلود کردم. و به راحتی می‌تونید دانلود کنید.
.
من این سه‌تای بالا رو خیلی دوست دارم، بیشتر از همه 2008 که نوستالژیکم هست یجورایی، این دوتای پایینم فقط از نظر اِدیت و آهنگ یکم کم‌دارن

زندگی خیلی کوتاهه، مگه نه؟
آدم دلش می‌گیره وقتی می‌بینه چقدر کارهای خوب است که نمی‌تونه انجام بده و چه فرصت‌هایی رو برای عشق ورزی کردن رو از دست داده...
.
«باید به دنبال شادی‌ها گشت، غم‌ها خودشان مارا پیدا می‌کنند»  «نیچه»

   


نظرات()  
پنجشنبه 13 مهر 1391  04:29 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: سلامت ،

الان ظهری خوابیده بودم٬ داشتم خواب می‌دیدم
توی یه کوچه‌ی خیلی بلند داشتم قدم می‌زدم٬ انگار چند روز قبلش برف اومده بود؛ برفا مونده بودن و توی کوچه یخ زده بودن هیشکی جز من اونجا نبود٬ تنگ غروب بود. چند خونه‌ای که رد شده بودم یه صدایی اومد؛ برگشتم دیدم دوتا بچه بزهکار دارن با هم بازی می‌کنن و یکی دنبال اونیکی کرده٬ اولی به هر سختی شده از دست اونیکی فرار کرد و داشت می‌دوید طرف من٬ منم وایستاده بودم داشتم نگاش می‌کردم.
دوید طرف من و با تیکه سنگ بزرگی که توی دستش بود محکم کوبید توی صورتم! اینقدر ضربه قوی بود که یه لحظه داشتم از حال می‌رفتم. زد و داشت فرار می‌کرد٬ خیلی زور بهم داشت به تمام قدرتم شروع کردم دنبالش کردن٬ دوستشم داشت دنبالمون می‌کرد٬ شاید صد متر دنبالش بودم تا آخر کوچه٬ ته کوچه یه تله خاک و یه مقدار آشغال و تیرو تخته بود. همینطوری که دنبالش می‌دویدم٬ یه تیکه تخته بلند برداشتم. موقع بالا رفتن از اون تله خاک گرفتمش؛ دستش رو محکم گرفته بودم و چند تا محکم با لبه‌ی تیز تخته زدم روی رونش و کنار بازوهاش به زور ده یازده سالش میشد٬ اصلن به روی خودش نیاورد.
دستش و گرفته بودم و می‌کشیدش٬ درگیر بودیم که فرار کنه ولی خوب نمی‌تونست٬ نشستم و تو چشاش نگاه کردم و گفتم چرا این کارو کردی؟ چرا اینجوری می‌کنی؟ داشتم فکر می‌کردم که این بچه چه مرگشه؟ احتیاج به مشاوره داره٬ بهش گفتم بیا بریم یه سوپرمارکتی جایی همین نزدیکیا یکم میخام باهات حرف بزنم یه چیزی هم برات می‌گیرم. اونم کم کم داشت گوش می‌کرد؛ چون می‌دید چاره‌ای نداره داشت میومد.
راه افتادیم که بریم
 که صدای زنگ موبایلم از خواب بیدارم کرد........
یعنی من اینقدر ادم انسان دوستیم؟
آره فکر کنم هستم٬ قبلن همچین کارایی کردم

   


نظرات()  
شنبه 24 دی 1390  10:14 ق.ظ    ویرایش: شنبه 24 دی 1390 11:25 ق.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: سلامت ،

اثر تلفن‌های همراه؛ روش جدیدی برای اینکه بتونیم گل‌ذرت درست کنیم!

[http://www.aparat.com/v/28dd2c7955ce926456240b2ff0100bde77]

این یکی از هشدارهاییه که در مورد استفاده‌ی زیاد از تلفن همراه داده می‌شه. اثر ایجاد گرما در مایعاد بدن(درون مغز) در اثر امواج

   


نظرات()  
جمعه 20 اردیبهشت 1387  05:58 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: سلامت ،قدرت و سیاست ،

من همیشه از اینکه دچار مشکلات غذایی و خوراک هستم گله داشت ام. با اینکه می دانم که باید رژیم غذای خودم را بهبود ببخشم ولی همیشه در این باره دچار مشکل می شوم. شاید بخاطر فقر مالی و یا تنبلی خودم باشد. در هر صورت من دچار فقر غذایی هستم. جالب اینجاست که این روزها هرچه بیشتر می خوانم بیشتر به اهمیت رژیم های غدایی مناسب در همه ی ابعاد زندگی پی می برم.

همیشه می دانستم که رژیم غدایی در سلامتی جسمانی چه تاثیر مهمی دارد. ولی مطالبی که به تازگی مطالعه کردم باعث شد درک کنم که رژیم های غدایی در مسائل فکری و روانی می تواند چه تاثیرات شکرفی داشته باشد. اینطور که پیداست این امر می تواند در روابط اجتماعی, در فعالیت های روزمره و حتی در طرز تفکر فرد تاثیر داشته باشد!! شاید این امر بطور مستقیم نباشد ولی بطور غیر مستقیم کاملا موثر است.

بطور مثال در مطلب8 روش موثر برای جلوگیری از فراموشیمی خوانیم که:

٤. غذای سس دار نخورید : بر اساس تحقیقات انجام شده برروی عادت غذایی بیش از ٨ هزار نفر , استفاده از این نوع سس ها و غذاهای سویا دارباعث کاهش قدرت حافظه می شود. علت آن است که یک ماده شیمیایی موجود در این نوع سس ها و سویا که گفته می شود ضد سرطان و بیماری قلبی است دقیقا عکس این خواص را با خود دارد. با این حال یک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلی ندارد!

٦. بیشتر به خودتان برسید : تحقیقات نشان می دهد افرادی که رژیم های غذایی بسیار کم کالری در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رسانی را بسیار کند انجام می دهد بلکه از دیگر افراد هم سن و سال خود که این رژیم را ندارند نیز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود می باشند. لذا به فکر خود باشید و رژیم های غیر موجه را فراموش کنید.

٧. چای گیاهی بنوشید : آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری است و نوشیدنی های کافئین دار به علت دارا بودن موادی به نام ” تانن ” ( اسید تانیک) که ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بین می برند.

٨. خوردن قند و شکر مصنوعی را کاهش دهید : این امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشیدن بیش از یک یا دو نوشیدنی رژیمی در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخریب می کند . خوشبختانه تاثیرات منفی این مسئله دائمی نیست و شما به راحتی می توانید با قطع مصرف شیرینی های مصنوعی مجددا حافظه خود را اصلاح کنید

همانطور که می بینید از این هشت توصیه چهار توصیه مربوط به نوع موادی غدایی و روشی است که ما آنها را مصرف می کنیم!!

و یا در مطلب “آیا می خواهید فرزندتان نابغه باشد؟” می خوانیم:

شیر مادر، عصاره هوش
شیر مادر اولین غذای مغز کودک است. تحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که شیر مادر از ۲ جهت برای کودک مفید است؛ یکی اینکه از خطر احتمالی ابتلای کودک به بیماری جلوگیری می‌کند و دیگر اینکه به تنهایی یک غذای کامل برای نوزاد است. دانشمندان دانمارکی به این نتیجه رسیده‌اند که تغذیه نوزاد از سینه مادر، کودک را هم سالم‌تر و هم باهوش‌تر می‌کند. مطالعات ایشان نشان داده کودکانی که در دوران نوزادی ۹ ماه از سینه مادرشان تغذیه شده‌اند، به نسبت آنهایی که یک ماه یا کمتر شیر مادرشان را خورده‌اند، بسیار باهوش‌ترند. پس اهمیت شیر مادر باید از ابتدا مورد توجه قرار گیرد چرا که علاوه بر تضمین سلامتی نوزاد، برای آینده او و رشد مهارت‌های ذهنی‌اش هم مفید خواهد بود.

صبحانه یادت نره!
نتایج معتبر تحقیقات دقیقی که در دهه ۷۰ میلادی انجام شده، نشان داده است که خوردن صبحانه باعث تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری می‌شود. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند، معمولا زودتر خسته شده و کم‌طاقت‌تر و زودرنج‌تر هستند. این دسته از کودکان نسبت به آنهایی که روز خود را با خوردن صبحانه شروع می‌کنند، از سرعت عمل کمتری برخوردارند. با وجود کمبود وقت و برنامه‌های روزانه شلوغ امروزی شاید، کمتر کسی فرصت پیدا کند که هر روز بنشیند و صبحانه مفصلی نوش جان کند. اما کودک خود را حتی فقط با خوردن یک لیوان شیر هم شده، صبحانه‌خورده، روانه مهد کودک یا مدرسه کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشد.

● خوب بخور تا باهوش بشی
قند، چربی‌های اشباع و دیگر خوراکی‌های بی‌فایده را از برنامه غذایی کودکان حذف کنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی که به رشد ذهنی آنها کمک می‌کند، جایگزین کنید. سال‌های اولیه دوران کودکی ـ به‌ویژه ۲ سال اول ـ بسیار اهمیت دارد و لازم است تمامی‌ مواد لازم را در رژیم غذایی کودک قرار دهید.
برای مثال رشد شبکه مغزی کودک نیاز شدیدی به میزان کافی آهن دارد چرا که در کودکان دچار کمبود آهن، جریان اعصاب کند می‌شود. همچنین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که میزان مقاومت در برابر بیماری‌ها در کودکانی که تغذیه سالمی‌ ندارند بسیار کم است. بنابراین تغذیه نادرست باعث می‌شود کودکان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصیلی شوند. پس اگر می‌خواهید کودکتان در مدرسه نمره بهتری بگیرد، به تغذیه او هم توجه کنید.

در این مطلب هم بر روش های تغذیه ای بسیار تاکید شده است حال آنکه در هیچکدام از موارد ذکر شده موضوع بحث اصلا مواد غذایی و خوارک و یا تاکید بر آنها نیست. این مطالب تلاش می کنند که سلامتی فکری و روانی ما را تامین کنند. در اینکه سلامتی روحی و اجتماعی فرد چه ارتباطی تنگاتنگی با سلامتی جسمی فرد دارد که هیچ شکی نیست. همه ما می دانیم که کیفیت زندگی هر فرد به عوامل مختلفی از جمله سلامت روح و روان بستگی دارد که بر روابط او با دیگران و شادی و نشاد او بسیار تاثیر می نهد.

یک فرد گرسنه عاشق نمی شود , انقلاب نمی کند, تفکر هم نمی کند. خوراک یکی از نیازهای اساسی انسان است و وقتی که در یکی از این نیاز ها اختلالی ایجاد شود فرد نمی تواند به سایر نیازهای خود حتی فکر کند. پس فرصتی برای رشد و حتی زندگی عادی هم نیست چه برسد به زندگی پر بار.

پس بیایید با تغذیه ی خوب فرصت خوب زندگی کردن را به خود بدهیم.

پی نوشت: جا دارد از گرانی های روز افزون مواد غذایی یادی بکنم. وقتی در جامعه ای مهم ترین نیاز هر فردی که خوراک باشد دچار اختلال شود دیگر تکلیف مردم آن جامعه معلوم است.

“اگر می خواهی بر مردم ایران حکومت کنی آنها را گرسنه و نادان نگه دار”

“ناصردین شاه”

 

   


نظرات()  
یکشنبه 8 اردیبهشت 1387  05:44 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: زندگی مثبت ،سلامت ،

“تری فاکس” یک ورزشکار کانادایی بود که پس از موفقیتهای متعدد در عرصه ورزش دانشگاهی برای پیوستن به جمع حرفه ایها خود را آماده می کرد.

روزی تری به خاطر پا درد شدید به پزشک مراجعه کرد و متوجه شد که مبتلا به سرطان است. پزشکان چاره ای جز قطع کردن پای اون را نداشتند. او در آن هنگام 21 ساله بود. او می توانست در دوره نقاهتش در بیمارستان به این شکست بزرگ بیندیشد. می توانست زانوی غم بغل بگیرد و به سوگ آینده درخشانی بنشیند که قبل از آغاز به اتمام رسیده بود.

اما تری تصمیم به دویدن گرفت. دویدن از یک سر کانادا تا سر دیگرش. هدف او جمع آوری یکصد هزار دلار برای موسسه پژوهشی سرطان جوانان بود.

هنگامی که از بیمارستان خارج شد به یک پای مصنوعی مجهز بود. پدر و مادرش مخالف تصمیم او بودند. روز بعد تری به انجمن سرطان کانادا مراجعه کرد. اما آنها نیز استقبالی از برنامه او نکردند.

فردای آن روز تری “مارتن امید تری فاکس” را شروع کرد. او در منطقه “نیوفاندلند” چوب زیر بغلش را به داخل اقیانوس پرتاب کرد و مارتن نفس گیر خود را از همان جا آغاز کرد.

از آنجایی که تری انگلیسی زبان بود در ابتدا توجه رسانه های گروهی را به خود جلب نکرد. پس از 327 روز, او وارد بخش انگلیسی زبان کانادا شد. تا آن زمان او بیش از 18000 کیلومتر دویده بود. پای مصنوعی او جراحتی عمیق در بدن او ایجاد کرده بود و او درحالی به دویدن ادامه می داد که خون از پایش سرازیر بود و تازه اینجا بود که ماجرای دو مارتن تری فاکس, سر از صفحه اول روزنامه ها در آورد! او با نخست وزیر دیدار داشت و قهرمانان مشهور هاکی, تری را روی دست خود حمل می کردند و پول فراوانی برایش جمع آوری کردند.

تری فاکس مراتن خود را تا شهر “تاندربی” ادامه داد و در آنجا بود که با مشکلات شدید تنفسی روبرو شد و به دستور پزشک از ادامه راه بازماند. تری به پزشکش گفت : “مثل اینکه نمیدانید من کیستم؟ من باید راهم را ادامه دهم. ابتدا والدینم به من گفتند که از عهده این کار بر نمی آیم. انجمن سرطان به من جواب منفی داد. و من تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم. مقامات دولتی با من مخالفت کردند, چون ترافیک بزرگراه ها را مختل کرده بودم و من ادامه دادم. آقای نخست وزیر ابتدا از حمایت من خودداری کرد ولی بالاخره با پشتیبانی او یک میلیون دلار جمع آوری کردم. حالا تصمیم دارم پس از بیرون رفتن از مطب شما برای هر فرد کانادایی یک دلار جمع آوری کنم یعنی 24/1 میلیون دلار.”

قهرمان ملی کانادا بالاخره با بی میلی تسلیم اصرار پزشکان خود شد و در بیمارستان بستری شد. او پس از مدت کوتاهی اب زندگی وداع کرد. اما سرانجام کانادایی ها 24/1 میلیون دلار بریا موسسه او پول جمع آوری کردند.

برای ما داستان تری فااکس, نمونه اعلایی برای عرضه کردن به کسانی است که خود را دارای مشکلاتی می پندارند, به کسانی که معتقدند به خاطر وجود مشکلات قادر به برنده بودن نیستند. تری فاکس به ما نشان داد که حتی در مایوسانه ترین موقعیتها هم میتوان فرصتی برای برنده شدن یافت.

ممکن بود دیگران , در شرایط جسمانی تری فاکس دست ار هر تحرکی بردارند, اما او نشان داد که صرف بیمار بودن به معنای پایان انسان بودن نیست.

تری فاکس به بهانه متوسل نشد. او نگفت : ” من بسیار ضعیف و درمانده ام. من مشکل بسیار بزرگی دارم.” او سدها را شکست و به خود جرات انجام کاری داد که تنها آن را “خارق العاده” نامید.

برگرفته از کتاب “مشکلات را شکلات کنید” نوشته ی “مسعود لعلی”

پی نوشت: بنیاد تری فاکس هم اکنون هم در حال فعالیت است و نام این قهرمان را زند نگاه می دارد.

www.terryfoxrun.org

   


نظرات()  

علاوه بر زندگی