تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب ابر ایران
چهارشنبه 8 آذر 1391  01:36 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،


ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند
همه از حجره‌ها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هر انگیزه و با هر بهانه
مسلمان نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز مردان را گرفتند
سراغ سفره ها نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان را گرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشا
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالف‌های ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه
که شاکی‌های آنان را گرفتند
چو شد در آستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند
نمیخواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیح‌المسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدائی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان را گرفتند
مقام رهبری هم شعر میگفت
ز دستش بندتنبان را گرفتند
همه این‌ها جهنم، این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند
برای هر کلام شعر هادی
دو تن قند فریمان را گرفتند 

هادی خرسندی

   


نظرات()  
یکشنبه 21 آبان 1391  11:26 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

دیر بازیست
در این شهر شلوغ,
هر کجا می نگرم
غنچه ها پژمرده اند
چهره ها افسرده اند
نفسی هست ولیکن
همه دل ها مرده اند
هدفی هست اگر,
نیست به جز لقمه نانی
شرفی هست اگر
در گرو جاه و مقامی.
همه افسرده و غمگین
همه سرخورده از این دین
همه تسلیم به تقدیر
همه محکوم به تحقیر
نه امیدی است به ماندن
ونه شوقی است به رفتن
همه مغروراز ان چیز که بودیم
و از ان کار که کردیم
همه ازکوروش و جمشید چه مستیم
غافل از این سخن تلخ که
" امروز"
در اندیشه تاریخ
کجائیم ؟
چه هستیم ؟
که هستیم؟


م - ز / آبان 91

   


نظرات()  
چهارشنبه 10 آبان 1391  11:07 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

دیروز با هزار بدبختی، ۲۰۰ مگابایت فیلم رو که میخاستم توی وبلاگ با همراهام به اشتراک بگزارم توی آپارات بارگزاری کردم. الان متوجه شدم که همش به دلیل مقاربت داشتن با موازین اسلامی و این حرفا حذف شدند!
اون ویدیو ها چی بودن؟ چه مشکلی داشت؟ مدیونید، ببینید و خودتون قضاوت کنید، شادی گناهه؟ یکم بالا و پایین پریدن گناهه؟


فیلمی که هربار می‌دیدم بغض می‌کردم. داستان پسری که از سال ۲۰۰۴ شروع کرد و دور دنیا رو گشت و با همه رقصید و شادی رو براشون به ارمغان آورد. این پسر تا الان به حدود ۲۰۰ کشور سفر کرده و مردمش رو دیده و خنده‌هاشون رو شناخته....
.
در این دین شادی حرام و است غم کلید بهشت!
.
اشکالی نداره به خودتون سخت نگیرید تمامی فیلم‌ها رو می‌تونید از کانال ویدیویی مت در اینجا ببینید
.
خیلی دلم سوخت، من برای اولین بار وقتی با مت آشنا شدم و ویدیوی سال 2008 رو دیدم. بغض کرده بودم، تا یه هفته با هیشکی حرف نزدم. این آدم بزرگترین آرزوی زندگی من رو انجام داده بود. یه آدمی معمولی. کسی که منم می‌تونستم باشم.
ولی من نمی‌تونستم باشم. من ایرانیم و من به این همه کشور بدون ویزا نمی‌تونم سفر کنم. پولم بی ارزشه که نمیشه باهاش تا افغانستان رفت. مت توی گایدش گفته بود توی بعضی کشورها میشه با روزی یک دلار همه گزرون کرد!
من ایرانیم کسی که تا وقتی توی این کشور آرزوی کاری که کرد، حتی 5٪ اون باید به دلم بمونه.
من ایرانیم....

   


نظرات()  
دوشنبه 1 آبان 1391  10:01 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 1 آبان 1391 10:31 ق.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

چرا ایران هیچوقت آزادی را برای مردمش نخواهد داشت؟
جواب این سوال خیلی سادست، نه به اقتصاد ربط داره نه به دین و نه به نوع حکومتی که بر سر کار باشه. هیچوقت در ایران حکومتی نمی‌تونه بر سر کار بیاد که آزادی مردم رو به اونا بده
چرا؟

موقعیت جغرافیایی ایران
قومیت‌های زیاد ایران
تفاوت‌های فرهنگی و نژادی و مذهبی

یکپارچگی سرزمینی ایران وابسته به قدرت حکومت مرکزیه، شما اگه به تاریخ ایران نگاه کنید،‌ می‌تونید ببینید که چقدر مرزها در طول تاریخ تغییر کرده و چه درگیری‌های قومی و مذهبی زیادی درگرفته، چه کشتارهایی انجام شده.
اگر حکومت ایران بخاد در مورد آزادی به مردمش شل بگیره و بهشون حق انتخاب بده، احتمالش خیلی کمه که سرزمین ایران یکپارچه بمونه، به عبارت دیگه در کوتاه‌ترین زمانی که بتونید فکرش رو بکنید، کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و.... از گوشه و کنار ایران ادعای استقلال می‌کنند و کشور تیکه پاره می‌شه.
این درگیری‌ها در زمان رضا شاه و محمد رضا مثل همیشه ادامه داشت، در زمان جمهوری اسلامی هم به همین صورت بود.
افراد زیادی در این مملکت بوده و هستند که ایران رو کشور اصلی خودشون نمی‌دونند.
پس دولت اگر بخاد یکپارچگی ایران و کنترلش رو بر روی این ملت حفظ کنه باید همیشه استفاده از اهرم فشار و خفقان رو در دستور کار داشته باشه، اهرمی که به شدت در طول تاریخ این سرزمین استفاده شده، حتی در زمان کورش کبیر و ....

خلاصه بگم دوستان عزیزم، اگر به دنبال آزادی بیان و دگر اندیشی و آسودگی تفکر و حق انتخاب هستید دور ایران رو یه خط قرمز بکشید!

پی نوشت: بد نیست یه نگاهی به نقشه‌ی خاورمیانه جدید که طرحش به آمریکا نسبت داده شده بندازید
البته شخصن فکر می‌کنم که لازم نیست زیاد هم باهوش باشی تا بتونی این نقشه رو حدس بزنی!



برای دیدن تصویر در اندازه‌ی بزرگ کلیک کنید

   


نظرات()  
جمعه 14 مهر 1391  09:55 ق.ظ    ویرایش: جمعه 14 مهر 1391 09:57 ق.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: موسیقی ،

توی این بدبختی ملت ایران، توی این گِرونی، توی این سرخوردگی هممون، توی این ترس،  نا امیدی که ملت ایران گرفتارش شدن...
این آهنگ جدید رضا پیشرو و امیر تتلو واقعن روح منو خراش میده.....

رضا پیشرو و امیر تاتارو / یه طرف درد
Amir Tataloo Ft Reza Pishro / Ye Taraf Dard

Download / دانلود


متن کامل آهنگ در ادامه‌ هست

ادامه مطلب   


نظرات()  
یکشنبه 19 شهریور 1391  09:51 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

(بند-۱)

هوا سرد است و برف آهسته بارد

ز ابری ساکت و خاکستری رنگ

زمین را بارش مثقال، مثقال

فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ

سرود کلبهٔ بی روزن شب

سرود برف و باران است امشب

ولی از زوزه‌های باد پیداست

که شب مهمان توفان است امشب

دوان بر پرده‌های برف‌ها، باد

روان بر بال‌های باد، باران

درون کلبهٔ بی روزن شب

شب توفانی سرد زمستان

آواز سگ‌ها

«زمین سرد است و برف آلوده و تر

هوا تاریک و توفان خشمناک است

کشد – مانند گرگان – باد، زوزه

ولی ما نیکبختان را چه باک است؟»

«کنار مطبخ ارباب، آنجا

بر آن خاک اره‌های نرم خفتن

چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه

عزیزم گفتن و جانم شنفتن »

«وز آن ته مانده‌های سفره خوردن»

«و گر آن هم نباشد استخوانی »

«چه عمر راحتی دنیای خوبی

چه ارباب عزیز و مهربانی »

«ولی شلاق! این دیگر بلایی ست »

«بلی، اما تحمل کرد باید

درست است اینکه الحق دردناک است

ولی ارباب آخر رحمش آید

گذارد چون فروکش کرد خشمش

که سر بر کفش و بر پایش گذاریم

شمارد زخمهامان را و ما این

محبت را غنیمت می شماریم »

(بند-۲)

خروشد باد و بارد همچنان برف

ز سقف کلبهٔ بی روزن شب

شب توفانی سرد زمستان

زمستان سیاه مرگ مرکب

آواز گرگ‌ها

«زمین سرد است و برف آلوده و تر

هوا تاریک و توفان خشمگین است

کشد – مانند سگ‌ها – باد، زوزه

زمین و آسمان با ما به کین است »

«شب و کولاک رعب انگیز و وحشی

شب و صحرای وحشتناک و سرما

بلای نیستی، سرمای پر سوز

حکومت می‌کند بر دشت و بر ما »

«نه ما را گوشهٔ گرم کنامی

شکاف کوهساری سر پناهی »

«نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان

در آن آسود بی تشویش گاهی

دو دشمن در کمین ماست، دایم

دو دشمن می‌دهد ما را شکنجه

برون: سرما درون: این آتش جوع

که بر ارکان ما افکنده پنجه »

«و … اینک … سومین دشمن … که ناگاه

برون جست از کمین و حمله‌ور گشت

سلاح آتشین … بی رحم … بی رحم

نه پای رفتن و نی جای برگشت »

«بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز

که این خون، خون ما بی خانمان‌هاست

که این خون، خون گرگان گرسنه ست

که این خون، خون فرزندان صحراست »

«درین سرما، گرسنه، زخم خورده،

دویم آسیمه سر بر برف چون باد

ولیکن عزت آزادگی را

نگهبانیم، آزادیم، آزاد »

~شعر از دفتر زمستان مهدی اخوان ثالث

   


نظرات()  
دوشنبه 23 مرداد 1391  04:36 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

جناب استاد تاریخ انقلاب اسلامی یه تحقیق ناقابل به ما داده با این عنوان.
(تحولات منطقه و ارتباطش با انقلاب اسلامی)
باورتون نمیشه که چقدر در این مورد با دوستان بحث کردیم و چقدر توی سر و کله هم زدیم. قبلنم توی این وبلاگ گفتم, انقلاب اسلامی ما از نظر تعوری زیاد حرف زده ولی در عمل ما چیزی ندیدیم. سیاست های ما بسیار تهاجمی بوده و مارو به این چیزی که الان هستیم تبدیل کرده.
درسته که انقلاب ما پیامدهای زیادی در پی داشت ولی شخصن اعتقاد دارم که تحولات منطقه تاثیر گرفته از خیلی چیزهای دیگه به مقدار خیلی بیشتر هستند تا انقلاب اسلامی ما.
بعدن در این مورد مفصل مطالبی رو خواهم نوشت, فقط خلاصه بگم که اگه ما اینجوری با همه سر جنگ از اول نداشتیم به اینجا کشیده نمی شدیم.
در حال حاظر من ترکیه رو به عنوان الگوی خیلی بهتری برای کشورهای اسلامی متصور هستم تا حکومت ما, دولتی با اقتصادیو زیرساخت و فرهنگ و دست آوردهای بهتری نسبت به ایران.
چیزی که اینجا خیلی منو آزار میده وقایع سال 88 در ایران هست که تحولات منطقه بعد از اون شروع شد. شباهت های زیادی رو میشه این میون پیدا کرد!
البته فعلن نمیخایم نتیجه بگیریم!

   


نظرات()  
سه شنبه 9 اسفند 1390  03:14 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 9 اسفند 1390 03:32 ب.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: فیلم ،

بالاخره چیزی که منتظرش بودیم به حقیقت پیوست. اصغر فرهادی و  فیلم زیبای «جدایی نادر از سیمین»  به چیزی که از نظر بنده حقشون بود رسیدند.
از صمیم قلب به همه‌ی ایرانی‌های سراسر جهان تبریک می‌گم.
احساس من به اسکار گرفتن این فیلم چیزی شاید کمی متفاوت باشه؛ شاید اگه این فیلم رو اینقدر دوست نداشتم اسکار گرفتنش برای زیاد هم فرقی نمی‌کرد، یا اگه فیلم نادرستی اسکار می‌گرفت از این اتفاق خیلی هم ناراحت می‌شدم. اما خوشحالم. خیلی هم خوشحالم
«جدایی نادر از سیمین» فیلمیه که میشه بهش افتخار کرد، در سینمایی که فیلم‌نامه‌های ضعیف دیگه صدای همه‌ی مارو در آورده بود این فیلم با فیلم‌نامه‌ی قدرتمندش آبروی سینمای مارو خرید.
فیلم رو بخاطر چیزی که داره بیان می‌کنه دوست دارم. واقعیت مردم ایران، «جدایی مردم ایران» دوست دارم.
تصویری که همیشه درباره‌ی مردم کشور در ذهن داشتم توی این فیلم دیدم. مردم بسیار خوب، بسیار آزاده و بسیار سرخورده و سردرگم؛ مردمی گم شده بین بایدها و نبایدها، بین انتخاب کردن ارزش‌ها، مردمی بریده و خسته.
مردمی جدا شده از خودشون.
تصویر این فیلم رو دوست دارم. خوشحالم که این فیلم اسکار گرفت چون می‌دونم اینطوری مردم خیلی بیشتری توی دنیا این فیلم رو می‌بینند و تصویر زیبایی رو در این فیلم هست از ما می‌بینند و مارو زیر تمام این پوست‌ها خواهند دید.
به همه‌ی ما تبریک. تبریک.

   


نظرات()  
یکشنبه 23 بهمن 1390  10:06 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

بازم مثل همیشه شاهد یه خریت جدید هستیم که اون بسته شدن دسترسی به بروتکل HTTPS هستش. تمامی سرویس‌هایی که از این پروتکل استفاده می‌کنند از دسترس خارج شدند. سرویس‌های ایمیل YAHOO و GMAIL و... به همین دلیل از دسترس خارج شدند.
.
به نظر شما چرا؟
خوب دلیلش معلومه دیگه گفتن نداره.
کردهای همشری ما یه ضرب المثل دارند که خیلی به این داستان ما ربط داره:

«چو هلگری سگ دز دیارَ»

«چوب که برداری سگ دزد معلومه کدومه»

   


نظرات()  
چهارشنبه 19 بهمن 1390  09:17 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

فقط چند روز دیگه به ۲۲ بهمن ماه مونده؛ روزی که راهپیمایی برگزار می‌شه و مردم میریزن توی خیابان‌ها و شعار می‌دن!
من با این روز کلاً مشکل دارم اما می‌خام راجع به یه چیزه دیگه حرف بزنم. در مورد راهپیمایی در این روز
کاش مردم ما یکم کتاب می‌خوندن٬ یا دست‌کم کتابهای مربوط به کسانی رو می‌خوندن که فکر می‌کنن خیلی بهشون ارادت دارند؛ ولی افسوس و هزار افسوس که نه تنها نمی‌خونن٬ بلکه نمی‌دونند. نمی‌فهمند.
کاش مردم ما یه کم «قرآن» رو درست می‌خوندن؛ کاش «نهج البلاغه» می‌خوندن. اما افسوس.
من با این راهپیمایی مخالفم. با هرگونه رفتاری که باعث بشه حکومت‌های هر مملکتی از اون به نفع خودشون استفاده کنند به شدت مخالفم.
هر کاری که بعث بشه که حتی یه ذره در ذهن رهبرهای هر مملکتی اطمینان خاطر ایجاد بشه مخالفم.
باید سردمداران مملکت‌ها همیشه در اظطراب باشند. باید از مردم بترسند. باعت از قدرت٬ دانایی و فهم مردم بترسند. از این بترسند که مردم هر لحظه اونارو از جایگاهشون بیارن پایین. هر لحظه دنبال راضی کردن مردم باشند.
وای بر مردمی که مثل زامبی‌های بدون روح می‌ریزن توی خیابون و شان خودشون رو زیر سوال می‌برن
هرگونه حرکت حمایتی از یک حکومت در هرجای دنیا که باشه از نظر من مردوده چون باعث بیچارگی اون مردم میشه.
.
همیشه یادمون باشه اگه خودمون برای خودمون شخصیت قائل نشیم هیچکس برای ما شخصیت قائل نخواهد شد.
مخصوصاً..... مخصوصاً قدرتمندان. مخصوصاً توی ایران( از روی تجربه می‌گم)

   


نظرات()  
شنبه 1 بهمن 1390  04:46 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

داشتم به این به ماجراهای این‌همه گرون شدن دلار عزیز فکر می‌کردم؛ سر رشته افکارم به تصاویر مشاهیر آمریکا کشیده شد که تصویرشون رو روی دلار می‌تونید ببینید.
به پول‌های رایج دنیا فکر می‌کردم که تصاویر چه چیزهایی و یا چه کسانی روی اون اسکناس‌ها هست؟
به این فکر کردم که روی اسکناس‌های ما چه چیزهایی هست؟
و یه ایده به ذهنم رسید٬ این عکس رو درست کردم!
شما می‌تونید در این تصویر از اسکناس عزیز ما!! همه‌ی مشاهیر ایران زمین رو ببینید.

   


نظرات()  
سه شنبه 20 آذر 1386  01:28 ب.ظ    ویرایش: شنبه 24 دی 1390 01:42 ب.ظ
توسط: سجاد

دیگه همه که با خبر هستین. امروز فردا طرح جدید مبارزه با جوانان شروع میشه!

به قول فروغ فرخزاد “آغاز فصب سرد“. خیلی وقت پیش ها اون اوایل که اولین طرح راه افتاده بود یه چیزایی دربراش نوشته بودم ولی نابود شد. الان دوباره دوست دارم بنویسم و توضیح بدم یا دسته کم خودم رو خالی کنم.

توی این دنیا هر چیزی دلیلی داره دوستان گل من جوانان تحت تعقیب! به نظر شما دلیل اینه اینجور طرح ها برگزار می شه چیه؟!! حالا میان در مورد به قول خودشون اوباش فیلم نشون میدن که یارو زده چیکار کرده چه خلافی کرده و ال کرده و بل کرده آدم کشته و تجاوز کرده و فلان و فلان! به نظر شما اینا توصیفات اوباشه یا خلافکار ها وجانی ها؟ فقط اسمشو عوض کردن. در مورد مواد فروش ها هم مشکلی نیست خیلی هم موافقیم. ولی مسئله یه چیزه دیگست مسئله این طرح که برای مبارزه با به قول خودشون بد حجابی و مفاسد اجتماعی راه انداختن! در مورد این میشه بحث کرد جون همه که خلافکار نیستن وقتی همه بشن خلافکار پس یه مشکلی هست؟! من توی عمرم یه خلافم تا الان انجام ندادم ولی بخاطر این جور چیزا چندین بار بازداشت شدم!! اخه گناه افرادی مثل من چیه؟!

 

در مورد اینکه چی بد حجابیه و چکمه بلند بده یا نه حرفی ندارم چون خیلی در موردشون حرف رده شده. حرف من چیزه دیگست حرفه من اینه که چرا ؟ چرا اصلا باید یه همچین حرفی زده بشه و همچین کاری انجام بشه و طرح بشه؟! به نظر شما این ها چه هدفی از این کاراشون دارند؟ مسئله همینجاست.

بزارید اینجا تکلیف خودم رو در مورد ایمان روشن کنم تا بعضی ها فکر نکن که داشتون ضد اسلامه. شما نماز می خونید؟ من نماز می خونم. شما روزه می گیرید؟ من می گیرم. شما دروغ می گید؟ من نمی گم. شما سیگار می کشید؟ من نمی کشم. شما مشروب می خورید؟ من نمی خورم. شما قلیون می کشید؟ من نمی کشم و.. ..  . پس تکلیف ایمان معلوم شد.

حالا بریم سر جمهوری اسلام و این بحث هایی که باید کرد. می دونید که هر حکومتی روی کره ی زمین حتما یه پایه های اعتقادی داره و روی این پایه ها تا وقتی که وجود داشته باشند می تونه به بقای خودش ادامه بده ولی وقتی که این پایه ها از بین برن اون حکومت هم حتما از بین خواهد رفت. شوروی رو که یادتون هست؟ روزی نمادی از قدرت بی پایان روی زمین بود ولی از بین رفت! آیا کسی تونست شوروی رو شکست بده؟ نه ! هیچ کسی نمی تونست پس چی شد؟ بله ! پایه های اعتقادیش از بین رفت و مردمش نابودش کردن. کمونیست دیگه حرفی برای گفتن به مردم شوروی نداشت. و مردم دیگه دوست نداشتن چیزی بشنون اونا عوض شده بودن و دیگه حکومتشون رو نمی خواستن پس نابودش کردن.

می دونیم که جمهوری ما هم اسلامیه یعنی چی یعنی هر چی داره از اسلامه و تا زمانی که اعتقاد های اسلامی مردم قوی باشه و دروغ هم در کاره دولت نیاد می تونه به بقای خودش ادامه بده ولی. ولی وقتی که این ستون از بین بره دیگه هیچ حکومتی وجود نخواهد داشت. روی کره ی زمین همه چیز بر مبنای قدرت تقسیم بندی میشه زمانی قدرت در دست شاه بود و الان در دست کاسی دیگست. خمینی وقتی اومد به دنبال قدرت بود شاید نه برای خودش ولی برای نمادی به اسم اسلام که بود و الانم قدرت حکومت می کنه! درسته جمهوری اسلامی یعنی قدرت حاکم. بس برای ادامه ی حیات این قدرت باید کاری کرد بایه برنامه ریزی کرد و به آینده چشم دوخت توی تمام تاریخ حکومت ها سعی داشتن که با برنامه ریزی های بلند مدت روی اعقاید و پایه های فکری مردمشون آینده ی خوشدون رو تضمین کنن این کاریه که جمهوری اسلامی هم داره انجام می ده و منطقی هم هست.

اینجور طرح های امنیت اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر هم گونه ای از همین تلاش های برای کشوندن عقاید مردم به سمت پایه های حکومتی که جمهوری اسلامی بر اونها سواره. بیاید فکر کنیم بخاطر ماست ولی هرچی که هست اجباره. مشکلی این وسط هست. شاید مشکل بزرگی نه برای ما برای مسولان برای اندیشمندان. اخه چطور میشه و تا حالا کجای تاریخ شده که کسی بتونه با زور عقیده ی دیگری رو عوض کنه. حمله ی مسلمانان به ایران که یادتون هست؟! و این که می گن ما شکست خوردیم!! باید بگم که ما شکست نخوردیم تا حالا هیچ قومی توی تاریخ نتونسته ایران رو ریز سلطه قرار بده. ما باختم دل های خودمون رو باختیم به عدالت علی و محب محمد(ص) وگرنه عمرا عرب ها می تونسند پیروز بشن. قصد من از گفتن این حرف های اینه که یاد آور بشم با زور و فشار تا حالا پایه ی هیچ حکومتی محکم نشده که این دومیش باشه حتی اگه اون حکومت جمهوری اسلامی باشه و اون پایه های حکومتی اسلام.

اینجور طرح هایی هم که برگزار میشه تلاش نا امیدانه و بی خردانه ایه برای آینده ای مبهم تا شاید روزی بر طول این حکومت اضافه بشه. سعی دارن که عقاید ما رو مثل 35 سال پیش نگه دارند که نمی شه زمان میگذره و مردم عوض می شن نسل های جدید خواهد آمد و اونها طور دیگه ای فکر می کنند و به همین دلیله که در طول تاریخ حکومت ها هم اومدند و رفتند.

جمهوری اسلامی هم نابود خواهد شد این رو تجربه ی تاریخی به ما میگه. اگه الان نه 10 ساله دیگه اگه نه 20 ساله دیگه دیرو زود داره سوخت و سوز نداره. توی دوستانتون چند نفر رو می شناسید که الان از حکومت راضی باشه؟ چند جو رو می شناسید که دوران جنگ رو یادش بیاد و یا رهبر رو دوست داشته باشه ؟ چند نفر رو میشناسید که موافق این کارهای دولت باشه چند نفر رو میشناسید که راضی باشه؟

حضرت علی میگه: که “با دوستت مدارا کن شاید روزی دشمن تو شود و با دشمنت مدارا کن شاید روزی دوست تو شود” شاید الان تمامی قدرت دست بزرگتر های ما باشه ولی آینده در دست ما خوهد بود شاید الان تمام پول های در دست قدیمی ها باشه ولی در آینده در دست ما خواهد بود. پس کاش به حرف حضرت علی گوش می دادید و با ما جوانان مدارا می کردید تا در زمان پیری دست گیر شما بشیم نه دشمن سر سخت شما.

اندکی صبر سحر نزدیک است.

   


نظرات()  
جمعه 11 تیر 1389  08:45 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،

فوتبال ورزش خوبیه و من دوستش دارم, ولی نه به اندازه ی خیلی ها!

به نظر شما چرا فوتبال به این حد از محبوبیت و گسترش در دنیا رسیده؟ و میشه اون رو توی هر کوچه ای از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب این کره ی آبی رنگ دید؟

فوتال فقط یه ورزش ساده نیست, فوتبال فرهنگ و اجتماع رو در خودش داره, اقتصاد رو در خودش داره. خیلی راحت می تونید تمام شاخص های بشری ما موجودات دوپا رو در فوتبال دید. از این حرف ها همیشه به این نتیجه میرسم که حتما بین موفقیت فوتبال یک کشور و پس ضمینه های انسانی و بشری اون کشور ارتباط کاملا نزدیکی وجود داره!

اگه مثلا از نظر اقتصادی به کشورهای مطرح در فوتبال دنیا نگاه کنیم, خواهیم دید که از بهترین اقتصاد های دنیا هستند, و یا اینکه اگر در این سال ها به دلایلی مثل مستعمره بودن و . . .  عقب بودند, الان به سرعت در حال پیشرفت هستند!

به نظر شما این اقتصاده بزرگ  باعث پیشرفت این کشورها در فوتبال شده؟ نه این فکر کاملا اشتباهیه

همون چیزی که باعث شده این کشورها در سایر زمینه های بشری مثل اقتصاد و علم پیشرفت کنند, همون چیزم باعث شده که در فوتبال مطرح و بزرگ باشند!!

این همون دلیلیه که فوتبال ما پیشرفت نکرده و پس رفت کرده, این همون دلیلیه که ما الان پاینیم و اونها بالا. این همون دلیلیه که ما کوچیکیم و اونها بزرگ.

فوتبال ما درست نخواهد شد تا زمانی که خودمون رو درست کنیم, فوتبال ورزش علم, برنامه ریزی, عدالت و تلاشه. و ما اینهارو در زندگیمون نداریم. پس فوتباله خوبی نخواهیم داشت.

   


نظرات()  
پنجشنبه 15 مرداد 1388  12:34 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 22 شهریور 1391 11:48 ب.ظ
توسط: سجاد

این ماجراهای انتخابات و بعد از اون هر نتیجه ی بدی که داشت رو که همه میدونن ولی نتیجه های خوبی هم برای من داشت!

دعوای اعتقادی ما و اینکه من انتقاد کنم و اون حمایت, دیگه کم کم تموم شده و بیشتر به سرکشی جوانی من و دل سوزی پدرانه ی مربوط میشه! آخریه همین امروز سر ناهار بود وقتی داشتن مراسم نصب کردن احمدی نژاد رو  از اخبار ساعت 1 نشون می دادن. چندتایی فحش دادم آماری بابام حق داشت کلی بحثمون شد. حق داره می گه حالا هر خری میخاد باشه تو اجازه نداری فحش بدی چرا بخاطر این چیزا واسه ی خودت گناه می تراشی؟ منم دیدم راست میگه ختمش کردم.

بیچاره کلی کم آورده ولی هنوزم راجع به امام خمینی کلی حسن نیت داره و عاشقشه میگه هرکی بود راست بود و اگه الان بد شد خواستش نبود و به این جا رسیدیم شاید از سر نانوانیش بود! یه خدا رحمت کنه هم میندازه آخرش منم بهش احترام میزارم.

همیشه اینو میگم که هیچکس معصوم نیست و کسی که معصوم نیست اشتباه می کنه و کسی که اشتباه می کنه میشه ازش انتقاد کرد و حتی ازش متنفر شد بخاطر اشتباهاتش!

الان فقط داره به زبان بی زبانی میگه که پسرم خفه شو. نمی دونم اگه مطالب وبلاگم رو بخونه چه واکنشی نشون میده گرچه از نظر اعتقادی خیلی به هم نزدیکیم ولی من اعتقادم اینه که همیشه باید راست گفت و اون میگه همیشه نباید حرف زد!!

شاید اون راست بگه؟!

من نیستم که وقتی اسم رفیقم میاد و یاد لحظه ی شهادتش میفتم بغض گلومو میگیره و چندتایی اشک نقره ای از چشمام راه میفته. فقط می دونم پدرم هرچی میگه درست می گه. باز خوش به حال من که زجرهایی نداشتم که بخاطرش افسوس بخورم. وای پدر, من که اینجوری توی آتیشم تو دیگه داری چی میکشی. تو چی میکشی که توی حرفات و گله هات می بینم که حس می کنی بهت خیانت شده.

بمیرم بابا که وقتی با پسر کوچیکت که هنوز دهنش بوی شیر میده بحث می کنی و نمی تونی قانعش کنی و اون همه جنگیدنا و زجر و خون و فشار یادت میاد بغض توی گلوت فشار میاره.

بمیرم وقتی پسر عزیز دردونت تمام ضمینه های اعتقادیت رو به چالش میکشه و تو به فکر فرو میری و ساکت میشی

بمیرم واسه تو فرشته ای که توی این دنیا پیش ما گیر کردی. دوست دارم بابا

   


نظرات()  
دوشنبه 5 مرداد 1388  12:28 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

با خاموش کردن چراغ کسی کور نمی شود!

دیروز توی یه برنامه داشتند در مورد حوادث اخیر ایران و تاثیری که روی جامعه ی داشت صحبت می کردند. و کلی داد و هوار که وای بر ما تمام مردم این مملکت توسط عناصر بیگانه از طریق اینترنت مخصوصا این یوتوب و تویتر و فیس بوک (فکر کنم منظورشون شبکه های اجتماعی بود!!) تحریک شدند و اصلا خودشون که عقل و فهم و درک شعور نداشتند!

یه استلاح هست که من خیلی دوستش دارم ” گرسنگی خبری ” خیلی سادس وقتی که آدم گرسنش باشه با هر چیزی سعی می کنه در کمترین زمان و آسان ترین حالت خودش رو سیر کنه..

یه حرف خیلی جالبی رو توی همون برنامه در مورد حال و هوای ایران زدند که واقعا منو به فکر فرو برد. از قول یکی از مقامات بلند پایه ی آمریکایی نقل شده که ایران الان به پدیده ی “قورباغه ی پخته” خیلی نزدیگه و با استفاده از همین حرف به این نتیجه رسیدند که  مردم ایران دارند طوری مورد حمله قرار می گیرند که خودشون نمی دونن و وقتی که بفهمن که دیگه کار از کار گذشته! و همه ی ایرانی ها بیچاره شدن!!

اما من از یه نظر دیگه  نگاه می کنم. به نظر من دولت و نظام ایرانه که در وضعیت ” قورباغه ی پخته ” قرار داره و یک روزی از همین روزهاست که میفهمه فلج شده و کار از کار گذشته.

هرکسی فقط کمی با شبکه های اجتماعی کار کرده باشه می تونه طرز کار این شبکه هارو بفهمه. این شبکه ها توسط مردم و کاربرانشون گردونده میشن. قبول دارم که خیلی جوگیر هستند و از کاه کوه می سازند ولی من میخام راجع به سیاست مهدودید دولت صحبت کنم! و اشتباه بزرگی که دولت داره انجام میده که همین امر به امید خدا باعث نابودیش خواهد شد.

انسان ها اگرم آزاد نباشند اگه پیش خودشون فکر کنند که آزادند در عین  آزاد نبودن فکر می کنند که آزاد هستن!! فقط باید در این مهارت داشته باشی که بهشون دروغ بگی. دولت بیچاره ی ما هم از این کارا بلد نیست. و فقط یک سیاست رو همیشه تا اونجایی که من عقلم قد میده در دست کار داشته و اونم سیاست کنترل و محدودیته. این رو خوب فهمیدند که چقدر افکار عمومی مخصوصا جوانان اهمیت داره این روزا چقدر از داستان آندلس و از دست رفتن سرزمین های اسلامی و خراب شدن جوانانش حرف می زنند و ابراز اهمیت و ترس می کنند.

فیــلتــرینگ انجام میشه ماهواره مهدود می شه و روزنامه ها و خبرنگاران و وبلاگ نویس های محدود میشن. به امید اینکه مردم چیزهایی رو که باید ببینند و بشنود و دنبالش هستند رو بهش دست نیابند. ولی چیزی که اینجاد می شه “گرسنگی خبری” که همین امر اولا باعث بی اعتمادی شدید به رسانه های مورد حمایت دولت و رسمی میشه و دوم مردم رو زده می کنه و در اونها نفرت ایجاد میکنه. هیچ کس دوست نداره که کسی در مورد عقاید و دانسته ها و منابع کسب و تایید اونها تصمیم بگیره, که دوستان ما خیلی راحت این کار رو انجام میدن و با افتخار هم بیان می کنند. این که خیلی راحت آقای کارشناس بر میگرده میگه که ما باید فکار جوانان خودمون رو هدایت کنیم به نظر شما توهین نیست؟ به نظر من که هست. و بخاطر همین گرسنگی ما از هر کجای ممکن اخبار مورد نظر خودمون رو تامین و تایید می کنیم.

مادرم همیشه می گفت وقتی که انقلاب شد هیچکس فکرشم نمی کرد که به این راحتی بشه حکومت رو عوض کرد. اصلا کسی فکر نمی کرد که بشه حکومت رو عوض کرد!

“قورباغه ی پخته” این یه داستان علمی جالبه. قورباغه رو می ندازن توی یه ظرف آب سرد و میزارنش روی حرارت. و کلی قورباغه واسه خودش حال می کنه. غافل از اینکه آب داره گرمتر و گرمتر میشه. تا زمانی که آب به نقطه ی جوش می رسه! و یدفه قورباغه متوجه می شه که آب گرمه. و بطور ناگهانی عکس و العمل نشون میده و می خاد بپره و فرار کنه که دیگه کار از کار گذشته و فلج شده و باید منتظر مرگش باشه!

وقتی که دولت مردان(یا حتی اکثریت مردم کشوری) فکر می کنند که مردم کاملا با حکومت همسو هستند و هیچ خبری نیست و از کسی بخاری بلند نمیشه. و کسی ناراضی نیست(که واقعلا ممکنه نباشه) و همچنان به کارهای گذشتشون ادامه میدند و انتظار نتیجه ی همسان رو دارند. اینجاست که باید اخطار بدم که اون دولت در خواب قورباغه ای خودش فرو رفته.

من یه نظریه دارم که نمی دونم جایی مطرح شده و کسی گفته یا نه ولی خودم بهش اعتقاد دارم و می دونم که درسته:

به نظر من مواقعی پیش میاد که آدم ها خودشونم نمی دونند که ناراضی هستند! انسان یه حالت دفاعی داره که بخاطر اینکه فرسوده و نابود نشده در مقابل خیلی از خواسته هایی که بطور ناخودآگاه اون رو آزار میدن و زمان طولانی هم دارند یک نوع حالت فراموشی ایجاد می کنه بطوری که حتی خودشم نمی دونه که وجود داره! ولی این حالت مثل آتش زیر خاکستره که آماده ی شعله ور شدنه و به نظرم یکی از دلایل ناگهانی بودن اکثر شورش ها و حوادث تاریخی همین باشه. وقتی که اتفاقی پیش میاد و اوضاع متزلزل می شه یدفه می بینیم که همه یک صدا یک حادثه ی بزرگ رو رقم میزنند. حتی انقلاب! بعد میگیم که اینا که اینجوری نبودند داشتن زندگیشون رو می کردند یدفه همه جوگیر شدند! در صورتی که همین جو باعث میشه که قورباغه ی ما یدفه از خواب بپره و به سیم آخر بزنه! و مردن رو به ادامه ی اون حالت ترجیح بده.

بنا به بزرگ بودن حادثه مخصوصا در جوامع و تعداد افراد بیشتر, یه فرایند وجود داره که قورباغه ها از جا بپرند. که یدفه یک انفجار ایجاد بشه که به نظر من یه چیزایی داره شروع میشه!

خوب حالا چند تا سوال که می تونید قورباغه ی پخته بودن هر کسی رو در مورد تغییر در ایران تشخیص بدید. فقط باید اطمینان داشته باشید که با صداقت جواب میده!

از زندگیت راضی هستی؟

به نظرت از این بهتر می تونستی باشی؟

چند درصد از کارهایی رو که خیلی دوست داری می تونه راحت انجام بدی؟

خلاصه سوال هایی از این دست که نارضایتی های پنهان شده ی فرد رو نشون بده می تونه پتانسیلش رو برای انفجار نشون بده!

ببخشید طولانی شد. قورباغه های خوبی باشید!

   


نظرات()  
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

علاوه بر زندگی