تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب ابر جهان
شنبه 22 تیر 1392  02:45 ب.ظ    ویرایش: شنبه 22 تیر 1392 03:12 ب.ظ
توسط: سجاد

«کارل سیگن» رو خیلی دوست دارم انسان بزرگ و بزرگ اندیشی بود؛ ایشون یه کتاب صوتی خیلی معروف داره به اسم «نقطه‌ی آبی کمرنگ» یه بخش خیلی جالب از این کتاب صوتی بصورت ویدیو وجود داره که من خیلی دوستش دارم؛ حرف دل مارو زده؛ توصیه می‌کنم که حتمن ببینید.

[http://www.aparat.com/v/wlIVr]

گمان نمی‌کنم که کتاب ایشون به فارسی ترجمه شده باشه اما شما می‌تونید کتاب انگلیسی رو توی اینترنت پیدا کنید؛ کتاب کامل رو من روی توررنت از دزدان دریایی عزیز همیشه در صحنه پیدا کردم.
شما هم اگه دوست داشتید می‌تونید دانلود کنید؛ حجم ۲۱۷ مگابایت لینک توررنت رو از اینجا دانلود کنید

   


نظرات()  
سه شنبه 11 تیر 1392  01:33 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،

پاسخ نیل دگراس تایسون به سوال «آیا جهان هدفمند است؟»

[http://www.aparat.com/v/td9mT]

   


نظرات()  
یکشنبه 21 آبان 1391  11:50 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،

پرسش اول: چه کسی جهان را بوجود آورده است؟
پاسخ: خدا

پرسش دوم: چه کسی خدا را بوجود آورده است؟
پاسخ: خدا نیازی به بوجود آورنده ندارد..........

نتیجه:
پس ما قوبل کردیم چیزی می‌تواند وجود داشته باشد که نیازی به خالق ندارد...

حال به پرسش اول برمی‌گردیم!!

«استیون هاوکینگ»

   


نظرات()  
دوشنبه 15 آبان 1391  01:46 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

به کوری چشم هرآنکس که نتوان دید. اونهایی که دوست دارند ذهن و زندگی مارو کنترل کنند، اونهایی که آرزو دارند که یه روزی حتی کنترل تفکرات مارو هم داشته باشند. به کوری چشم همونا...
ویدیوهای مت هاردینگ رو که توی پست قبلی در موردشون گفته بودم آپلود کردم. و به راحتی می‌تونید دانلود کنید.
.
من این سه‌تای بالا رو خیلی دوست دارم، بیشتر از همه 2008 که نوستالژیکم هست یجورایی، این دوتای پایینم فقط از نظر اِدیت و آهنگ یکم کم‌دارن

زندگی خیلی کوتاهه، مگه نه؟
آدم دلش می‌گیره وقتی می‌بینه چقدر کارهای خوب است که نمی‌تونه انجام بده و چه فرصت‌هایی رو برای عشق ورزی کردن رو از دست داده...
.
«باید به دنبال شادی‌ها گشت، غم‌ها خودشان مارا پیدا می‌کنند»  «نیچه»

   


نظرات()  
چهارشنبه 24 اسفند 1390  03:55 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: هنر و ادبیات ،

کتاب : بیشعوری / نوشته خاویر کرمنت / ترجمه محمود فرجامی
(این کتاب درایران حق چاپ ندارد و فقط نسخه الکترونیکی آن موجود است)
.
با تشکر از میلاد بخاطر معرفی این کتاب. البته من فقط آپلودش کردم و دوست داشتم مخاطب‌های وبلاگم رو با این کتاب خوب آشنا کنم.
البته از نظر اینجانب ترجمه‌ی بهتر اسم کتاب «assholism» باید می‌شد «کـــون مغری»

کتاب رو می‌تونید از اینجا دانلود کنید.

   


نظرات()  
سه شنبه 9 اسفند 1390  03:14 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 9 اسفند 1390 03:32 ب.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: فیلم ،

بالاخره چیزی که منتظرش بودیم به حقیقت پیوست. اصغر فرهادی و  فیلم زیبای «جدایی نادر از سیمین»  به چیزی که از نظر بنده حقشون بود رسیدند.
از صمیم قلب به همه‌ی ایرانی‌های سراسر جهان تبریک می‌گم.
احساس من به اسکار گرفتن این فیلم چیزی شاید کمی متفاوت باشه؛ شاید اگه این فیلم رو اینقدر دوست نداشتم اسکار گرفتنش برای زیاد هم فرقی نمی‌کرد، یا اگه فیلم نادرستی اسکار می‌گرفت از این اتفاق خیلی هم ناراحت می‌شدم. اما خوشحالم. خیلی هم خوشحالم
«جدایی نادر از سیمین» فیلمیه که میشه بهش افتخار کرد، در سینمایی که فیلم‌نامه‌های ضعیف دیگه صدای همه‌ی مارو در آورده بود این فیلم با فیلم‌نامه‌ی قدرتمندش آبروی سینمای مارو خرید.
فیلم رو بخاطر چیزی که داره بیان می‌کنه دوست دارم. واقعیت مردم ایران، «جدایی مردم ایران» دوست دارم.
تصویری که همیشه درباره‌ی مردم کشور در ذهن داشتم توی این فیلم دیدم. مردم بسیار خوب، بسیار آزاده و بسیار سرخورده و سردرگم؛ مردمی گم شده بین بایدها و نبایدها، بین انتخاب کردن ارزش‌ها، مردمی بریده و خسته.
مردمی جدا شده از خودشون.
تصویر این فیلم رو دوست دارم. خوشحالم که این فیلم اسکار گرفت چون می‌دونم اینطوری مردم خیلی بیشتری توی دنیا این فیلم رو می‌بینند و تصویر زیبایی رو در این فیلم هست از ما می‌بینند و مارو زیر تمام این پوست‌ها خواهند دید.
به همه‌ی ما تبریک. تبریک.

   


نظرات()  
چهارشنبه 19 بهمن 1390  09:17 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

فقط چند روز دیگه به ۲۲ بهمن ماه مونده؛ روزی که راهپیمایی برگزار می‌شه و مردم میریزن توی خیابان‌ها و شعار می‌دن!
من با این روز کلاً مشکل دارم اما می‌خام راجع به یه چیزه دیگه حرف بزنم. در مورد راهپیمایی در این روز
کاش مردم ما یکم کتاب می‌خوندن٬ یا دست‌کم کتابهای مربوط به کسانی رو می‌خوندن که فکر می‌کنن خیلی بهشون ارادت دارند؛ ولی افسوس و هزار افسوس که نه تنها نمی‌خونن٬ بلکه نمی‌دونند. نمی‌فهمند.
کاش مردم ما یه کم «قرآن» رو درست می‌خوندن؛ کاش «نهج البلاغه» می‌خوندن. اما افسوس.
من با این راهپیمایی مخالفم. با هرگونه رفتاری که باعث بشه حکومت‌های هر مملکتی از اون به نفع خودشون استفاده کنند به شدت مخالفم.
هر کاری که بعث بشه که حتی یه ذره در ذهن رهبرهای هر مملکتی اطمینان خاطر ایجاد بشه مخالفم.
باید سردمداران مملکت‌ها همیشه در اظطراب باشند. باید از مردم بترسند. باعت از قدرت٬ دانایی و فهم مردم بترسند. از این بترسند که مردم هر لحظه اونارو از جایگاهشون بیارن پایین. هر لحظه دنبال راضی کردن مردم باشند.
وای بر مردمی که مثل زامبی‌های بدون روح می‌ریزن توی خیابون و شان خودشون رو زیر سوال می‌برن
هرگونه حرکت حمایتی از یک حکومت در هرجای دنیا که باشه از نظر من مردوده چون باعث بیچارگی اون مردم میشه.
.
همیشه یادمون باشه اگه خودمون برای خودمون شخصیت قائل نشیم هیچکس برای ما شخصیت قائل نخواهد شد.
مخصوصاً..... مخصوصاً قدرتمندان. مخصوصاً توی ایران( از روی تجربه می‌گم)

   


نظرات()  
شنبه 15 بهمن 1390  04:24 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: لایف‌استایل ،

تا حالا به زمان فکر کردین؟
به گذر زمان٬ به مفهوم زمان٬ به متغییر بودن زمان٬ به «یی مساوی ام سی دو» فکر کردین!!؟
عمر ما خیلی کوتاهه. خیلی خیلی کوتاه در مقابل عمر خیلی چیزهای این دنیا؛ کوتاه در مقابل عمر درختا٬ خیلی خیلی کوتاه در مقابل عمر سنگ‌ها٬ بی‌نهایت کوتاه در مقابل عمر زمین٬ عمر کهکشان٬ عمر جهان٬ عمر جنتی(ن.م)!!!
یا اینکه عمر ما چقدر درازه. خیلی دراز تر از عمر یه مرغ مگس‌خوار٬ خیلی خیلی دراز تر از عمر یه پروانه٬ بی‌نهایت دراز تر از عمر یک حباب!٬ دراز تر از عمر یک ذره‌ی نوترونی
بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم اگه من مثلا یه پروانه بودم که همه‌ی عمرم یکسال می‌شد. روزهای زندگی برام چقدر کوتاه یا طولانی بودن؟ یه اگه یه درخت سکویا بودم که عمرم چهارهزار سال می‌شد. روزهی زندگی برام چقدر کوتاه یا طولانی بود؟
این روزها به این فکر می‌کنم که عمر من خیلی کوتاه٬ خیلی کوتاه برای این همه کاری که توی دنیا هست که می‌تونم انجام بدم ولی نمی‌رسم که انجام بدم. برای این همه عشقی که پخش شده توی دنیا ولی نمی‌تونم به اندازه‌ی کافی بردارم. ۱۰۰ سال خیلی کمه. خیلی کمه واسه‌ی دیدن دیدنی‌ها٬ واسه یاد گرفتن٬ واسه احساس کردن. واسه کشف کردن دنیا.
و چقدر زود می‌گزره این عمر ما اصلا نفهمیدم که امسال چطوری گذشت٬ یا سال قبلیش٬‌ یا ۲۳ سالی که گذشت. فقط اینو فهمیدم که اگه یه طرفین وسطین بگیرم جواب معادله همش مثل یه گرز توی سرم می‌زنه که وقت نداری سجاد. وقت خیلی کمه.
هنوز با کایت پرواز نکردی٬ هنوز قواصی نکردی٬ هنوز از اورست بالا نرفتی٬ یه دل سیر خاویار نخوردی٬ هنوز تیکه‌ی گمشدت رو پیدا نکردی٬ هنوز تما فستیوال‌های موسیقی دنیا رو نرفتی٬ هنوز اقیانوس رو با قایق نگشتی٬ هنوز.... هنوز برای هیچکدوم از اینا به اندازه‌ی کافی پول جمع نکردی.
من به زمان خیلی بیشتری احتیاج دارم. تا ابدیت خودم رو بسازم.
.
.
بیست سال دیگر شما از کارهایی که انجام نداده‌اید بیشتر ناامید خواهید بود تا از کارهایی که انجام داده‌اید. بنابراین قلابها را باز کنید. از لنگرگاه امن دور شوید. بادبانها را در مقابل باد قرار دهید. سیاحت کنید. رویا ببینید و اکتشاف کنید. «مارک تواین»


   


نظرات()  
شنبه 1 بهمن 1390  04:46 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

داشتم به این به ماجراهای این‌همه گرون شدن دلار عزیز فکر می‌کردم؛ سر رشته افکارم به تصاویر مشاهیر آمریکا کشیده شد که تصویرشون رو روی دلار می‌تونید ببینید.
به پول‌های رایج دنیا فکر می‌کردم که تصاویر چه چیزهایی و یا چه کسانی روی اون اسکناس‌ها هست؟
به این فکر کردم که روی اسکناس‌های ما چه چیزهایی هست؟
و یه ایده به ذهنم رسید٬ این عکس رو درست کردم!
شما می‌تونید در این تصویر از اسکناس عزیز ما!! همه‌ی مشاهیر ایران زمین رو ببینید.

   


نظرات()  
جمعه 7 دی 1386  01:45 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

از شب یلدا یه بازی راه افتاده که داش حسن شروع کنندش بود. قرار بود که هر کسی در مورد آرزوی های گیکی خودش بنویسه. راستش من خودم رو یه گیک خاص نمی دونم. به همه چیز علاقه دارم به هر چیزی که زندگی بشر رو آسون تر کنه و این رو در فناوری ارتباط و علم کامپیوتر دیدم. شاید “گیک تنبلی” باشم. خودم رو اصلا قابل نمی دونستم که در این مورد بنویسم که داش حسن دستور دادن ما هم می نویسیم.

آدم ها هر کدوم یه اکانت شخصی دارن که باهاش هر کاری رو می تونن انجام بدن. یه چیزی مثل شناسنامه خرید فروش کالا ارتباط و هر چیزی که فکرش رو بکنید.

هر کسی یه ریموت کنترل شخصی داره که تمامی وسایل خودش رو با اون کنترل می کنه شاید یه موبال که هر کاری می شه باهاش کرد ارتباط با ماشین و خونه و لباس شویی و  چتر!. استفاده از همون اکانت مورد 1 و انجام دادن تموم کارها.

از طریق هم جوشی هسته ای اینقدر انرژی تولید می کنم که زیادی میشه دیگه سوخت های فسیلی استفاده نمی شن و زمین پاکه همه چیز را برق کار می کنه به هر جایی نگاه می کنی فضای سبزی رو می بینی که با فناوری خیلی بالا طراحی شده صندلی های توی پارک ها به شما خدمات گرمایی و سرمایی و ارتباطی و سر گرمی اینترنت و اینترانت رو می دهند.

توی پارک زیر سایه ی درخت نشستی و بازی بچه ی کوچیکت رو نگاه می کنی در حال آنالیز کارهای  شرکت هستی که قراره در این روز انجام بشه به سرور خونگی وصل شدی که تمام کارهات رو برنامه ریزی کرده و به ترتیب در حال انجامه و تنها کاره تو بازی کردن به بچه ی نازت و فکر کردن به برنامه های کاریته.

دستت رو با چاقو بریدی. جعبه ی کمک های اولیه رو باز می کنی و با اسپری دستت رو بی حس می کنه بعد دستت رو ضد عفونی می کنه و میزاری توی تنگ شیشه ای توی آشپزخونه دکمه ی قرمز رو فشار میدی بعد چندین هزار روبات می کروسکوپی میزیرن روی دستت و خیلی ساده همه چیز رو به هم می دوزند!

دیگه چیزی به اسم جمهوری وجود نداره و یا دولتی به این معنی که الان هست وجود نداره چیز متمرکزی وجود نداره. انتخاباتی وجود نداره!! افرادی به ما معرفی می شن و ما در اکانتمون اونایی رو که بهشون علاقه داریم تیک می زنیم. و کسی که بیتشرین پیشتیبان و رنک رو داره ریس جمهوره ولی فردای اون روز وقتی که دیگه بهش اعتماد نداریم در اکانتمون اون تیک کوچولو رو برمیداریم و رنکش پایین میاد و دیگری مسول میشه. شاید بشه گفت هر روز یه رفراندوم با این شکل انجام می شه!!

 اینترنت به لایه ی بالاترش رفته و همه چیز آنلاین شده ما دیگه پولی به شکل کاغد نداریم همه چیز آنلاین شده. هر کسی یه وبلاگ و صفحه ی شخصی داره که تمام اطلاعات کاری و شخصی مورد نیاز ما در اون پیدا می شه وقتی که میخایم به اقوام سر بزنیم برنامه ی کاریشون و زمان های آزادشون رو در وبلاگشون چک می کنیم و وقت می گیریم. با برنامه ریزی و فن آوری وقت های آزاد زیادی وجود داره.

مفهون مکان تقریبا از بین رفته شما در کرمانشاه زندگی می کنید ولی در تهران کار می کنید. خیلی ساده از طریق اینترنت کارتون رو انجام میدید و در صورت لزوم با پل هوای در عرض 30 دقیقه به تهران می رید و تا ظهر کار می کنید و برای نهار برمی گردید و عصر با خانواده واسه شنا میرید به یکی از سواحل زیبای جنوب کشور !

 نسل هایی بالای مکان یابی های بین الملی مثل جی پی اس رو هر کسی بصورت شخصی داره به سادگی از مکان بچه ها و خودمون آگاهیم کسی دیگه گم نمیشه کسی فرار نمی کنه کسی دیگه خلاف نمی کنه! زندانی وجود نداره

 با استفاده از انرژی نقطه ی صفر و هم جوشی هسته ای اینقدر انرژی داریم که تمامی بایبان ها رو بوسیله ی روبات ها به جنگل تبدیل کردیم از آب دریا آب شیرین می گیریم مشکل جمعیت وجود نداره روبات ها کشتزارهای بزرگ مارو به وسعت میلیون ها هکتار کنترل می کنند. دیگه کسی گرسنه نیست.

شما برای هیچ چیزی پول نمی دید میرید دداخل مغازه و خرید می کنید و خارج می شید و همه چیز از حساب شما کم میشه تمامی در آمدتون به حسابتون اضافه می شه شما درد سر محاسبه رو ندارید.

 شما شاد هستید آزاد هستید آزاده آزاد

این های صحنه هایی که دوست دارم در آینده ببینم نمی دونم گیک هستند یا نیستند ولی همشون به فناوری 100% ربط پیدا می کنند. به امید اون روز

   


نظرات()  

علاوه بر زندگی