تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب ابر مردم
دوشنبه 29 آبان 1391  12:12 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

ترس‌ در موذیانه‌ترین شکلش، لباس مبدل خِرَد را بر تن می‌کند و باعث می‌شود به کارهای شجاعانه کوچکی که به حفظ عزت و شأن ذاتی انسان یاری می‌رسانند، برچسب حماقت، بی‌ملاحظگی، عبث بودن یا حقارت بخورد. برای این مردم، که در هراس از قوانین آهنین سست‌کننده هستند، پذیرش این واقعیت که آزادی حقشان است، آسان نیست.
بریده‌ای از کتاب «رهایی از ترس» آنگ سان سوچی
.
از یک پزشک بخوانید در ستایش و نکوهش ترس

   


نظرات()  
یکشنبه 21 آبان 1391  11:26 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

دیر بازیست
در این شهر شلوغ,
هر کجا می نگرم
غنچه ها پژمرده اند
چهره ها افسرده اند
نفسی هست ولیکن
همه دل ها مرده اند
هدفی هست اگر,
نیست به جز لقمه نانی
شرفی هست اگر
در گرو جاه و مقامی.
همه افسرده و غمگین
همه سرخورده از این دین
همه تسلیم به تقدیر
همه محکوم به تحقیر
نه امیدی است به ماندن
ونه شوقی است به رفتن
همه مغروراز ان چیز که بودیم
و از ان کار که کردیم
همه ازکوروش و جمشید چه مستیم
غافل از این سخن تلخ که
" امروز"
در اندیشه تاریخ
کجائیم ؟
چه هستیم ؟
که هستیم؟


م - ز / آبان 91

   


نظرات()  
جمعه 19 آبان 1391  09:41 ب.ظ    ویرایش: جمعه 19 آبان 1391 10:24 ب.ظ
توسط: سجاد

چند تا از ویدیوهایی رو که واقعن دوست دارم رو اینجا برای دیدن شما میزارم.
در ستایش شادی اجتماعی.
وقتی که افرادی دور هم جمع میشن و دست به کاری می‌زنند که لبخند به روی لب ما میاره، کاری که عشق رو به یاد ما میاره.
.
در ویدیوی اول کار بسیار زیبای دانشجوهای دانشگاه MIT رو میبینید که بصورت تقلیدی از کلیپ Gangnam Style از PSY خواننده‌ی کره‌ای که اینروزا خیلی خیلی معروف شده و تالان در یوتوب بیش از ۶۸۰ میلیون بار دیده شده درست کردند(اینجا ببینید)
در این کار جالب چند تا از استادای معروف دانشگاه MIT از جمله آقای نوآم چامسکی حظور دارند (درسی باشه برای استادای ما که ادعای بلدی و سر بزرگی دارند و هیچی حالیشون نیست از زندگی و درک درست)
دانشگاه MIT تا الان ۷۸ جایزه‌ی نوبل برنده شده که فقط همین برای ذکر اینکه چقدر دانشگاه خوبیه کافیه.
توصیه می‌کنم این کلیپ رو حتمن ببینید. کلیپ رو می‌تونید در یوتوب هم ببینید، از اینجا ببینید



ویدیوی بعدی در مورد جونیه که میخاد از دوست دخترش تقاضای ازدواج کنه و میخاد این مراسم خیلی خاص باشه، پس با حدود ۵۰ نفر از دوستان و اعضای خانوادش هماهنگ می‌کنه و چند هفته‌ای تمرین می‌کنند و یک مراسم رقص و برنامه‌ریزی می‌کنند و دختره رو بدون اینکه خبر داشته باشه در اون موقعیت قرار میده، باید قیافش رو ببینید، دختره اشکش در میاد از بس کف و خون قاطی کرده!
در مورد این ویدیو می‌تونید از مجله‌ی تایم بخونید می‌تونید از یوتوب هم ببینید از اینجا



و اما ویدیوی آخر امروز ویدیوی بسیار زیبایی هست که من وقتی برای اولین بار دیدمش مثل ویدیوی ۲۰۰۸ مت، تا یه هفته حالم بد بود و افسردگی گرفته بودم، نمی‌تونستم این همه زیبایی رو تحمل کنم، نمی‌تونستم ببینم و این همه مردم اینجوری توی دنیای زیبای خودشون زیبایی می‌آفرینن و ما از کمترین این محبت در کشور شهرو مردممون خالی هستیم. کلیپ رو در یوتوب ببینید از اینجا


   


نظرات()  
دوشنبه 15 آبان 1391  01:46 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

به کوری چشم هرآنکس که نتوان دید. اونهایی که دوست دارند ذهن و زندگی مارو کنترل کنند، اونهایی که آرزو دارند که یه روزی حتی کنترل تفکرات مارو هم داشته باشند. به کوری چشم همونا...
ویدیوهای مت هاردینگ رو که توی پست قبلی در موردشون گفته بودم آپلود کردم. و به راحتی می‌تونید دانلود کنید.
.
من این سه‌تای بالا رو خیلی دوست دارم، بیشتر از همه 2008 که نوستالژیکم هست یجورایی، این دوتای پایینم فقط از نظر اِدیت و آهنگ یکم کم‌دارن

زندگی خیلی کوتاهه، مگه نه؟
آدم دلش می‌گیره وقتی می‌بینه چقدر کارهای خوب است که نمی‌تونه انجام بده و چه فرصت‌هایی رو برای عشق ورزی کردن رو از دست داده...
.
«باید به دنبال شادی‌ها گشت، غم‌ها خودشان مارا پیدا می‌کنند»  «نیچه»

   


نظرات()  
چهارشنبه 10 آبان 1391  11:07 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

دیروز با هزار بدبختی، ۲۰۰ مگابایت فیلم رو که میخاستم توی وبلاگ با همراهام به اشتراک بگزارم توی آپارات بارگزاری کردم. الان متوجه شدم که همش به دلیل مقاربت داشتن با موازین اسلامی و این حرفا حذف شدند!
اون ویدیو ها چی بودن؟ چه مشکلی داشت؟ مدیونید، ببینید و خودتون قضاوت کنید، شادی گناهه؟ یکم بالا و پایین پریدن گناهه؟


فیلمی که هربار می‌دیدم بغض می‌کردم. داستان پسری که از سال ۲۰۰۴ شروع کرد و دور دنیا رو گشت و با همه رقصید و شادی رو براشون به ارمغان آورد. این پسر تا الان به حدود ۲۰۰ کشور سفر کرده و مردمش رو دیده و خنده‌هاشون رو شناخته....
.
در این دین شادی حرام و است غم کلید بهشت!
.
اشکالی نداره به خودتون سخت نگیرید تمامی فیلم‌ها رو می‌تونید از کانال ویدیویی مت در اینجا ببینید
.
خیلی دلم سوخت، من برای اولین بار وقتی با مت آشنا شدم و ویدیوی سال 2008 رو دیدم. بغض کرده بودم، تا یه هفته با هیشکی حرف نزدم. این آدم بزرگترین آرزوی زندگی من رو انجام داده بود. یه آدمی معمولی. کسی که منم می‌تونستم باشم.
ولی من نمی‌تونستم باشم. من ایرانیم و من به این همه کشور بدون ویزا نمی‌تونم سفر کنم. پولم بی ارزشه که نمیشه باهاش تا افغانستان رفت. مت توی گایدش گفته بود توی بعضی کشورها میشه با روزی یک دلار همه گزرون کرد!
من ایرانیم کسی که تا وقتی توی این کشور آرزوی کاری که کرد، حتی 5٪ اون باید به دلم بمونه.
من ایرانیم....

   


نظرات()  
یکشنبه 19 شهریور 1391  07:29 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

اقتدارگریزی یا آنارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعهٔ «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می‌داند که بهترین شکل آن ایجاد گروه‌های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه‌ای آزاد و بدون اجبار ِ یک قدرت سازمان‌یافته بهتر خواهد شد و گروه‌های داوطلب می‌توانند بهتر از دولت‌های کنونی از پس وظایف آن برآیند. آنارشیست‌ها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند (که معایبش کمتر از استبداد سلطنتی است). آنارشیسم خود زیرنحله‌های پرشماری دارد، که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم ندارند. این خود تا حدی خاسته از ماهیت آنارشیسم است که وجود خویشتن را در نفی و مخالفت می‌جوید. ماهیت آزاد و غیرمتمرکز آنارشیست‌ها، در سازمان‌نیافتگی نسبی تشکیلات ایشان پیداست. ایشان ضمن التزام به اصول بنیادین آنارشیسم در تفسیر این اصول و به فعلیت درآوردن آنها اختلاف‌های اساسی دارند. مهم‌ترین این اصل‌های بنیادین چنان که پیشتر گفته شد، نفی حکومت است؛ یعنی عصارهٔ تفکر آنارشیستی تأکید بر آزادی فرد است. این تأکید منجر به تقبیح و مخالفت با هر گونه اقتدار بیرونی (خاصه حکومت) که مانعی در رشد و تعالی آزاد فرد تلقی می‌شود، می‌گردد.

بیشتر در ویکی‌پدیا بخوانید

   


نظرات()  
چهارشنبه 24 اسفند 1390  02:52 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

در همین حد می‌تونم بگم که چهارشنبه سوری امسال کرمانشاه هم مثل سال قبل تقریباً یه شورش بود!
کار به گاز اشک آور و نیروی ضد شورش و اسپری فلفل و باتوم کشید. یه وضع عجیبی بود!
شخصاً شعار «مرگ بر دیکتاتور» رو شنیدم ولی گمونم تعدادشون همچین زیادم نبود که شعار می‌داند، ولی کسایی که واسه چهارشنبه سوری درحال بگیر و ببند بودن خیلی زیاد بود.
خیلی از برادران که نمی‌دونم اطلاعاتی بودن، نیروی انتظامی بودن یا هرچی در حال فیلم گرفتن بودند؛ از جمعیت و مردم فیلم می‌گرفتند. برای هممون سوال شده بود که چرا این کار رو می‌کنند؟
این کار رو توی شلوغی های دوره‌ی انتخابات انجام می‌دادند قبلاً
.
نکته اینجاست که اون موقع این شلوغی‌ها رو گردن طرفدارهای جنبش سبز(حالم از این جنبش به هم می‌خوره)  نسبت می‌دادند ولی امثال این شلوغی‌ها فکر کنم از آتیش بود. آتیش دل جوانان!

   


نظرات()  
سه شنبه 9 اسفند 1390  03:14 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 9 اسفند 1390 03:32 ب.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: فیلم ،

بالاخره چیزی که منتظرش بودیم به حقیقت پیوست. اصغر فرهادی و  فیلم زیبای «جدایی نادر از سیمین»  به چیزی که از نظر بنده حقشون بود رسیدند.
از صمیم قلب به همه‌ی ایرانی‌های سراسر جهان تبریک می‌گم.
احساس من به اسکار گرفتن این فیلم چیزی شاید کمی متفاوت باشه؛ شاید اگه این فیلم رو اینقدر دوست نداشتم اسکار گرفتنش برای زیاد هم فرقی نمی‌کرد، یا اگه فیلم نادرستی اسکار می‌گرفت از این اتفاق خیلی هم ناراحت می‌شدم. اما خوشحالم. خیلی هم خوشحالم
«جدایی نادر از سیمین» فیلمیه که میشه بهش افتخار کرد، در سینمایی که فیلم‌نامه‌های ضعیف دیگه صدای همه‌ی مارو در آورده بود این فیلم با فیلم‌نامه‌ی قدرتمندش آبروی سینمای مارو خرید.
فیلم رو بخاطر چیزی که داره بیان می‌کنه دوست دارم. واقعیت مردم ایران، «جدایی مردم ایران» دوست دارم.
تصویری که همیشه درباره‌ی مردم کشور در ذهن داشتم توی این فیلم دیدم. مردم بسیار خوب، بسیار آزاده و بسیار سرخورده و سردرگم؛ مردمی گم شده بین بایدها و نبایدها، بین انتخاب کردن ارزش‌ها، مردمی بریده و خسته.
مردمی جدا شده از خودشون.
تصویر این فیلم رو دوست دارم. خوشحالم که این فیلم اسکار گرفت چون می‌دونم اینطوری مردم خیلی بیشتری توی دنیا این فیلم رو می‌بینند و تصویر زیبایی رو در این فیلم هست از ما می‌بینند و مارو زیر تمام این پوست‌ها خواهند دید.
به همه‌ی ما تبریک. تبریک.

   


نظرات()  
یکشنبه 23 بهمن 1390  10:06 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

بازم مثل همیشه شاهد یه خریت جدید هستیم که اون بسته شدن دسترسی به بروتکل HTTPS هستش. تمامی سرویس‌هایی که از این پروتکل استفاده می‌کنند از دسترس خارج شدند. سرویس‌های ایمیل YAHOO و GMAIL و... به همین دلیل از دسترس خارج شدند.
.
به نظر شما چرا؟
خوب دلیلش معلومه دیگه گفتن نداره.
کردهای همشری ما یه ضرب المثل دارند که خیلی به این داستان ما ربط داره:

«چو هلگری سگ دز دیارَ»

«چوب که برداری سگ دزد معلومه کدومه»

   


نظرات()  
دوشنبه 3 بهمن 1390  10:37 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 3 بهمن 1390 11:00 ق.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: مالی و اقتصادی ،

برای چندمین دهه‌ی متوالی است که ارزش ریال سقوط می‌کند. بله درست فهمیدید؛ این چند هفته‌ای که ارزش پول ملی دیگر از سراشیبی پایین نمیرود و بدون چتر نجات سقوط آزادش را در یک در‌ه‌ی بی انتها آغاز کرده است تمام داستان سقوط ارزش پول ملی ما نیست.

تمامی نمودارهای اقتصادی در بیش از ۳۰ سال گذشته نرخ کاهش ارزش پول ملی را به ما نشان می‌دهد. در بعضی سال‌ها در سراشیبی کم و در بعضی  زمانها مثل الان در یک  سقوط وحشتناک.

امروز نمودار نرخ ارز را در سایت بانک مرکزی بررسی می‌کردم که سال ۸۱ بدترین این سقوط‌های آزاد این سالها بود؛ البته نه بدتر از سقوط آزاد این روزهای ما! در آن سال ارزش پول ملی چیزی نزدیک به ۵۰۰ ٪ کاهش پیدا کرد.  دلار از حدود ۱۴۰ تومان به حدود ۷۶۰ تومان افزایش یافت و پوند از حدود ۲۱۰ تومان به حدود ۱۲۵۰ تومان افزایش یافت.

بعد از این سقوط چنان دست و پا و سر و گردنش شکست که هیچوقت دیگر نتوانست از جایش تکان بخورد! و یک قدم هم ز این سراشیبی بالا برود!

حالا هر دلیلی که می‌خواهد داشته باشد. تورم زیاد در کشور٬ تحریم‌ها٬ سیاست‌های بسیار درست اقتصادی! ریال دیگر ارزش خود را از دست داده بود.

 

حالا این کاهش ارزش ریال یعنی چه؟

اگر امروز قیمت یک تخم مرغ ۱۰۰ تومان باشد؛ من با داشتن ۱۰۰۰ تومان می‌توانم ۱۰ عدد تخم مرغ بخرم. حالا اگر به هر دلیلی که اصلا هم برای شکم گرسنه‌ی بنده مهم نیست قیمت یک عدد تخم مرغ به ۲۰۰ تومان افزایش یابد من با داشتن همان ۱۰۰۰ تومان می‌توانم فقط ۵ تخم مرغ بخرم!

این یعنی اینکه با این تغییرات ارزش ۱۰۰۰ تومان من ۵۰٪ کاهش داشته است. و با اینکه تخم مرغ همان تخم مرغ قبلی است و شکم من همان شکم قبلی و پول من همان پولی قبلی است٬ من ۵۰ ٪ گرسنه تر هستم!

 

چرا این بازار آشفته ایجاد شده است؟(راه چاره‌‌ی محتمل!)

در این آشفته بازار سقوط آزاد ارزش پول مردم به این فکر می‌کنند که اگر همان ۱۰۰۰ تومن خود را که در مثلا در بانک دارند اگر همانجا بگذارند خاک بخورد وقتی بیرون بکشند دیگر ۲ عدد تخم مرغ هم برای آنها نمی‌خرد! پس باید به فکر راه چاره‌ای باشد.

راه چاره به این شرح است که پول را باید از بانک در آورد و با آن تخم مرغی خرید که فاسد نشود! و بجای معامله با پول بی‌ارزش از همان تخم مرغی که فاسد نمی‌شد بصورت پایاپای(کالا به کالا) استفاده کند.

که در اینجا آن تخم مرغ فاسد نشدنی ما همان طلا و یا ارز است.

۱۰۰۰= ۱ دلار = ۵ تخم مرغ

پس از گذشت زمان کافی!! (در اینجا خیلی کوتاه)

۱۰۰۰= ۰.۵ دلار = ۲ تخم مرغ

اما ۱ دلار = ۵ تخم مرغ

پس آن کسی که وقتی ۱۰۰۰ تومان ۵ تخم مرغ ارزش داشت با پولش دلار خرید. الان می‌تواند ۲ تخم مرغ با پولش بخرد. اما آن کسی که آن زمان با پولش دلار خرید می‌تواند با فروز ۱ دلارش به قیمت مثلا ۱۷۰۰ تومان همان ۵ تخم مرغ قبلی را بخرد!

خوب این یعنی اینکه همه‌ی مردم از ترس همین ماجرا شروع کردند به خریدن دلار و سکه و قیمت هردو به شدت افزایش یافت.

دولت کاری از دستش بر نمی‌آمد. شروع کرد به بلف زدن که ما بیش از اندازه ذخایر ارزی داریم و به بازار تزریق می‌کنیم. و این کار را کرد اما مردم دیگر ریال را نمی‌خواستند! و تا آنجایی که توانستند دلار خریدند و خریدند تا تمام شد! و باز هم ارزش ریال کاهش پیدا کرد.

قیمت همه چیز افزایش پیدا کرده و تورم به شدت زیاد شده است. پولی که در دست ما بود الان دیگر ارزش هفته‌ی پیش را ندارد و ما گرسنه‌تر شده‌ایم.

دولت برای شکستن این دومینو باید مقدار خیلی زیادی ارز و طلا وارد بازار کند تا بتواند این ماجرا را کنترل کند٬ اما دولت با هفته‌ای کردن تعیین قیمت پی‌فروش طلا به همه نشان داد که اینچنین قدرتی ندارد؛ و هرچقدر هم که این کار را به تاخیر بیندازد ارزش ریال بیشتر کاهش پیدا می‌کند.

اگر دولت در آینده بتواند ارزش ریال را بالاخره بعد از ساختن بمب اتمی و عرضه تمامی خیره‌ی ارزی و پایان جنگ سوم خلیج فارس کنترل کند؛ هرگز نخواهد توانست ارزش ریال را تغییر داده و آن را افزایش دهد (چه جوکی) و در این وانفسا هرکسی که هرچه زودتر با پولش یک چیز فاسد نشدنی خرید قافیه را فقط کمی نباخته است.

پی نوشت: دیشب با داداشم بحث بود که بدبخت می‌شیم یا نه٬ اون می‌گفت که اینا همش سیاسته تا نقدینگی مردم رو جمع کنه و بعدا حباب که ترکید همه چیز ارزون می‌شه و اینها همش سیاست دولته ایرانه و اینکه دولت ایران خیلی خفتنه و استکبار جهانی رو به زانو در آورده و فعلا می‌خاد بازی کنه (نه بابا؟ از خنده کبود پشتک می‌زدم!) ولی من باهاش شرط بستم که هرگز قیمت‌ها پایین نمیاد چون دولت قدرت و ابزار این کار رو در اختیار نداره و مردم به اندازه‌ی کافی ترسیدن که گند بزنن به همه چیز.

پی نوشت ۲: من اگه جای شما بودم زودتر یه چیز فاسد نشدنی‌ای می‌خریدم؛ خونه‌ای٬ زمینی٬ ماشینی٬ طلایی٬ دلاری٬ چیزی....

 

   


نظرات()  
دوشنبه 27 دی 1389  10:30 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد

همیشه و هر جایی که بحث از هدفمند کردن یارانه‌ها می‌شد٬ همیشه از این طرح حمایت می‌کردم! و این حمایت من باعث کلی بحث و تبادل نظر می‌شد؛ افتخار دارم بگم که تقریبا همیشه می‌تونستم دیگران رو قانع کنم که طرح هدفمند کردن یارانه‌ها چقدر می‌تونه مفید باشه٬ اما نه به لحاظ اقتصادی!

با یک مثال شروع می‌کنم. قدیما (قبل از هدفمند شدن یارانه‌ها) وقتی می‌رفتیم نانوایی همیشه کلی نان می‌گرفتیم با هر کیفیت کوفتی که طرف تحویلیمون می‌داد! آخرشم می‌گفتیم بابا بیخیال ۱۰۰ تومن ارزش این اعصاب خوردی رو نداره که! ولی الان وقتی می‌ریم در نانوایی وای به حال نانوا اگه نان یکم بد باشه٬ شخصا می‌کوبمش توی صورت طرف (همیشه دنبال بهانه واسه‌ی این کار بودم) جوری که جرات نکنه دیگه نان بد دست کسی بده. همین الان ببینید٬ بخاطر گرون شدن قیمت بنزین همه کم کم داره دادشون از این ماشین‌های پر مصرف تولید داخل در میاد٬ همه داره اعصابشون خراب می‌شه و از همین روزهاست که این ماجرا بالا بگیره.

کلاً هدفمند شدن یارانه‌ها یعنی کم شدن وابستگی مردم به کمک‌های دولتی؛ یعنی از بین رفتن کمترین دلیل برای مِنّت گذاشتن دولت بر سر مردم٬ که ما چنین و چنان. وقتی مردم همه چیز رو از جیب خودشون پرداخت کنن دیگه هرگز حرف‌های مفت و کارهای اضافه و چرت و پرت‌های کسی رو تحمل نخواهند کرد. وقتی کاسه‌ی گدایی رو زمین بزاری٬ وقتی کار بهت فشار بیاره٬ اون وقته که غرورت بالا می‌گیره٬ اون وقته که واسه‌ی جون‌کندنت ارزش و احترام قائل میشی.

از همین امروز امیدوارم که خیلی چیزا عوض بشه٬ مردم و فرهنگشون عوض بشن و ما خیلی پیشرفت بکنیم. شما باید قدرت این نان و شکم رو درک کنید تا ببینید که چه کارهایی می‌شه باهاشون کرد.

دیگه از این به بعد دولت غلت می‌کنه مارو مجبور کنه که ماشین‌های به درد نخور ایرانی رو بخریم. دولت غلت می‌کنه که مارو مجبور کنه کالاهای بی کیفیت رو مصرف کنیم. دیگه کسی نمیره پولش رو که با جون‌کندن پس‌انداز کرده با این خریدهای کپنی و فروشگاهای دولتی و وام‌های خرید کالا و امثال اینا بریزه دور. دیگه وقتی میری توی یه اداره که کارت رو راه بندازی یک کارمند خیلی خیلی غلت می‌کنه که با تو بد برخورد کنه٬ اونجا نشسته داره پولش رو می‌گیره. دیگه کسی جرات نمی‌کنه کاره درست تحویل ما نده٬ چون خوب می‌دونه که بدجوری دچار دردسر می‌شه.

این چه ربطی داره به انقلاب؟ خوب همه‌ چیز از اینجا شروع می‌شه٬ مردم عوض می‌شن٬ فرهنگ مردم عوض می‌شه٬ خواسته‌های مردم عوض می‌شه٬ قدرت مردم عوض می‌شه. حالا این جریان دو نتیجه‌ی اجنتاب ناپذیر به دنبال خواهد داشت.

اول اینکه یا حاکمیت با این فرهنگ و مردم جدید خودش رو هماهنگ خواهد کرد (که بعید می‌دونم بتونه) و روزگاری بهتر خواهیم داشت٬ دولت خواه ناخواه باید امتیاز بده٬ باید به خواسته‌های مردم برسه٬ اگه نرسه می‌رسوننش!

دوم و یا دولت مقاومت خواهد کرد٬ و این مردم هستند که دیگه تحمل نخواهند کرد٬ چون اینجا دیگه پای شیکم در میونه٬ نه آزادی بیان و از این چیزای فانتزی و باکلاس

میگید: که بابا از این مردم بخاری بلند نمی‌شه٬ همینجوری که تا این همه مدت سر کردن بازم سر می‌کنند و بازم صداشون مثل قبل در نمیاد.

میگم: این توبمیری از اون توبیمیری‌ها نیست. یه مثال معروف هست که می‌گه «فنر رو وقتی فشار می‌دی٬ تا یک حدی جمع میشه٬ اگه تا آخرین قدرتی که داری فشارش بدی بازم از یک حدی بیشتر فشرده نمی‌شه؛ اون وقته که فنر نیروی خیلی زیادی رو توی خودش زخیره کرده٬ اون وقته که فنر فقط و فقط می‌تونه باز بشه و همین یک راه وجود داره نه راه دیگه‌ای» وقتی هم که باز بشه حتما می‌پره چشم و چار یکی رو ناکار می‌کنه!

من به این طرح خوش‌بین هستنم٬ چون می‌دونم که به مردم فشار زیادی میاره٬ چون مردم رو توی تنگنا قرار می‌ده. این امر حتما نتایج خوبی رو موجب خواهد شد.

باید به این تغییرات لبخند بزنیم!

   


نظرات()  
جمعه 11 تیر 1389  09:45 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،

فوتبال ورزش خوبیه و من دوستش دارم, ولی نه به اندازه ی خیلی ها!

به نظر شما چرا فوتبال به این حد از محبوبیت و گسترش در دنیا رسیده؟ و میشه اون رو توی هر کوچه ای از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب این کره ی آبی رنگ دید؟

فوتال فقط یه ورزش ساده نیست, فوتبال فرهنگ و اجتماع رو در خودش داره, اقتصاد رو در خودش داره. خیلی راحت می تونید تمام شاخص های بشری ما موجودات دوپا رو در فوتبال دید. از این حرف ها همیشه به این نتیجه میرسم که حتما بین موفقیت فوتبال یک کشور و پس ضمینه های انسانی و بشری اون کشور ارتباط کاملا نزدیکی وجود داره!

اگه مثلا از نظر اقتصادی به کشورهای مطرح در فوتبال دنیا نگاه کنیم, خواهیم دید که از بهترین اقتصاد های دنیا هستند, و یا اینکه اگر در این سال ها به دلایلی مثل مستعمره بودن و . . .  عقب بودند, الان به سرعت در حال پیشرفت هستند!

به نظر شما این اقتصاده بزرگ  باعث پیشرفت این کشورها در فوتبال شده؟ نه این فکر کاملا اشتباهیه

همون چیزی که باعث شده این کشورها در سایر زمینه های بشری مثل اقتصاد و علم پیشرفت کنند, همون چیزم باعث شده که در فوتبال مطرح و بزرگ باشند!!

این همون دلیلیه که فوتبال ما پیشرفت نکرده و پس رفت کرده, این همون دلیلیه که ما الان پاینیم و اونها بالا. این همون دلیلیه که ما کوچیکیم و اونها بزرگ.

فوتبال ما درست نخواهد شد تا زمانی که خودمون رو درست کنیم, فوتبال ورزش علم, برنامه ریزی, عدالت و تلاشه. و ما اینهارو در زندگیمون نداریم. پس فوتباله خوبی نخواهیم داشت.

   


نظرات()  

علاوه بر زندگی