تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب ابر نیاز
شنبه 25 آذر 1391  01:03 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،

خدا مثل درد می‌مونه!
در واقع درد وجود نداره! بدن انسان یه سری پیام‌های عصبی رو تولید می‌کنه که برای سلامت انسان ضروری هستند، و باعث میشن که ما با حس درد آسیبی به خودمون نزنیم و یا آسیب‌ها رو شناسایی کنیم.
خدا هم کار همون درد رو می‌کنه!
شما وقتی انسان هستین و آسیب پذیرید؛ انسانی هستید که می‌ترسید؛ انسانی هستید که زیاد صدمه می‌بینید به مکانیزمی احتیاج دارید که جلوی فروپاشی روحی شما گرفته بشه، این نیاز بصورت غریزی در ما هست. یه مسکن یه درمان!
درست مثل مکانیزم تولید درد!

   


نظرات()  
سه شنبه 2 بهمن 1386  01:56 ب.ظ    ویرایش: شنبه 24 دی 1390 02:08 ب.ظ
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،

تا کنون چندین بار قصد نوشتن مطلبی با این موضوع را داشتم ولی بارها با خود کلنجار رفتم و بارها به نکته های پنهاد این داستان راستان توجه کردم. نمی توانم بفهمم که چه اتفاقی افتاده و نمی دانم چرا من احساس خیلی بدی نسبت به این قضیه دارم. شاید یکی از بزرگترین مشکلات من در این باره احساس دوگانگی بود که نمی توانستم از خودم دور کنم و باعث می شد که نوشتن این مطلب برایم سخت و شاید نا ممکن شود. دل را به دریا زدم و می نویسم.

این را قبول دارم که مسئله ی ســـکــس قطعه ای جدا نشدنی از انسان است. ولی برخورد غیره منطقی که با آن شده است همیشه ذهن مرا در این باره آشفته کرده. داستانی که ما برای شروع کردن سر فصل آن حتی نامی نداریم که از فرهنگ ایرانی سر چشمه گرفته باشد و از کلمه ی بیگانه ی ســـکــــس استفاده می کنیم! این موضوع به خودی خود مانند تمامی مطالب طبیعی که در این دنیا وجود دارید در بر دارنده ی هیچ مشکل اساسی نیست. نقاط دیگر دنیا را نمی دانم ولی در کشور ما و در فرهنگ ما خود ما هستیم که مشکلات بزرگی به آن نسبت داده ایم. پیچیدگی هایی اینقدر بزرگ که من از پیشنهاد دادن راهکار ناتوان هستم.

درون تلفن های همراه همیشه دیده می شود. درون اینترنت همیشه هست. درون رایانه های ما هم هست؟ کل داستان من برگرفته از ناتوانی ذهنم است از چیزهایی که در این باره می بینم و نمی توانم بطور منطقی جوابی برای آنها پیدا کنم! کسانی از من سوالاتی کرده اند که انتظار نداشته ام از کسانی چیز هایی دیده ام که حتی از ذهنم تا بدان لحظه عبور نکرده بود. تاکنون چندین بار برایم پیش آمده که از من پرسیده اند که در رایانه کلیپ و عکس ســکســـی چه داری ؟ من هم جواب داده ام: چیزی ندارم! و طرفم با تعجب گفته که چرا دروغ می گویی. خودت را برای من نگیر مگر می شود!! من هم با هزار قسم و قران دست آخر طرف را فهمانده ام که ندارم! از کسانی که حتی ازدواج کرده اند و امکان رفع نیاز خود را بطور مشروع دارند باز هم دیده ام صحنه هایی شرمگین. ولی چرا؟

نمی خواهم خودم را از دیگران جدا بدانم من هم انسان هستم و مانند دیگران رفع نیاز را باید انجام دهم. ولی چیزی که در هنم نمی گنجد عجله شتابزدگی و اشتیاقی است که در اطرفیان خود می بینم. نمی توانم درک کنم. نمی توانم بفهمم که چرا این افراد در تلفن همراه تصاویرش را دارد. در ذهنشان دارد برای رفعش به هر طریقی هزینه می کنند. چه آبرو چه پول چه مردانگی! می دهند و میروند. روسپی گردی را در مردان می بینم!

چیزی که همیشه مرا در ایران آزار داده است توهم جمعی موجود در بسیاری از موضوعات فرهنگی اجتماعی ماست! وقتی می بینی که موقع انتخابات می رسد همه از دولت ناراضی می شوند و همه بد می گویند و قسم می خورند که رای نمی دهم ولی وقتی در کنار صندوق رای دیده می شوند می گویند که برای سربازی خوب است! برای شغل آینده خوب است که محر درشناسنامه باشد! و هزار دلیل دیگر. داستان های دوگانه ای مانند این بسیار هستند در موضوع زنان و مواد مخدر و ….

آیا سـکــــــس خوب است؟ پس چرا وقتی که درباره اش حرف می زنیم. با گوشه و کنایه هایی از طرف شما روبرو خواهیم شد که عرق شرم بر صورتمان بنشیند؟ آیا ســـکــس بد است؟ پس چرا تو که مدافع تمامی هنجار های جامعه هستی همراهت را پر از تصاویر ســکســـی کرده ای و از داستان های رابطها های خود با دختران بسیار می گویی؟! این دوگانگی را باید چگونه توضیح داد؟ ما دیگر چگونه انسان هایی هستیم بر روی این زمین؟! چیزه گیج کننده برای من این است که همه به گونه ای همراه این داستان هستند ولی در همین حال آن را انکار می کنند و سعی در مخفی کاری دارند!!

این داستان سر دراز دارد. دوستانی داشتم که تنها کسی را که نمی دانستند کیست خدا بود  هر کاری می کردند بجز کاری برای خدا و الان شده اند مسئول بسیج محل! و کسانی را که ریش بلند و تسبیح در دست دم از خدا و اسلام می زند ولی آن کردند و خوردند و بردند که بسیاری از بی خدایانی به مانند من جرات نداشتند فکرش را بکنند.

   


نظرات()  

علاوه بر زندگی