تبلیغات
علاوه بر زندگی - مطالب ابر ورزش
یکشنبه 5 آذر 1391  12:43 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 5 آذر 1391 12:53 ب.ظ
توسط: سجاد



ذهن همه‌چیز است.
اگر ایمان نداشته باشی که می‌تونی چیزی رو انجام بدی؛ نمی‌تونی انجامش بدی!
این بیشتر شبیه اینه می‌مونه که تو مجبوری خودت، زندگی خودت رو نجات بدی....
بخاطر اینکه هیچ‌کسه دیگه‌ای نمی‌تونه برای تو نجاتش بده.
بنابر این ما مجبوریم انجام بدیم. چیزایی رو که باید انجام بدیم.
مهم نیست اون چیزا چی هستن.
.
پی‌نوشت: اینو یه فیلسوف نمی‌گه، اینو یه ورزشکار حرفه‌ایه پرورش اندام IFBB می‌گه، رازهای موفقیت اینقدر ساده هستند و اینقدر تکرار شدند که باورشون نمی‌کنیم.

   


نظرات()  
جمعه 11 تیر 1389  08:45 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: تفکر و اندیشه ،

فوتبال ورزش خوبیه و من دوستش دارم, ولی نه به اندازه ی خیلی ها!

به نظر شما چرا فوتبال به این حد از محبوبیت و گسترش در دنیا رسیده؟ و میشه اون رو توی هر کوچه ای از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب این کره ی آبی رنگ دید؟

فوتال فقط یه ورزش ساده نیست, فوتبال فرهنگ و اجتماع رو در خودش داره, اقتصاد رو در خودش داره. خیلی راحت می تونید تمام شاخص های بشری ما موجودات دوپا رو در فوتبال دید. از این حرف ها همیشه به این نتیجه میرسم که حتما بین موفقیت فوتبال یک کشور و پس ضمینه های انسانی و بشری اون کشور ارتباط کاملا نزدیکی وجود داره!

اگه مثلا از نظر اقتصادی به کشورهای مطرح در فوتبال دنیا نگاه کنیم, خواهیم دید که از بهترین اقتصاد های دنیا هستند, و یا اینکه اگر در این سال ها به دلایلی مثل مستعمره بودن و . . .  عقب بودند, الان به سرعت در حال پیشرفت هستند!

به نظر شما این اقتصاده بزرگ  باعث پیشرفت این کشورها در فوتبال شده؟ نه این فکر کاملا اشتباهیه

همون چیزی که باعث شده این کشورها در سایر زمینه های بشری مثل اقتصاد و علم پیشرفت کنند, همون چیزم باعث شده که در فوتبال مطرح و بزرگ باشند!!

این همون دلیلیه که فوتبال ما پیشرفت نکرده و پس رفت کرده, این همون دلیلیه که ما الان پاینیم و اونها بالا. این همون دلیلیه که ما کوچیکیم و اونها بزرگ.

فوتبال ما درست نخواهد شد تا زمانی که خودمون رو درست کنیم, فوتبال ورزش علم, برنامه ریزی, عدالت و تلاشه. و ما اینهارو در زندگیمون نداریم. پس فوتباله خوبی نخواهیم داشت.

   


نظرات()  
پنجشنبه 21 شهریور 1387  11:18 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: قدرت و سیاست ،

بعد از گند بد بویی که کشور بزرگ و قدرتمند ما که تازه در انرژی هسته ای هم خدکفاست در المپیک چین زد. تازه همه یاده پارا المپیک افتادند. یدفه پارا المپیک از المپیک مهم تر شد! رئیس جمهور برای افتتاحیه و تشویق ورزشکاران ما به چین رفت. تمامی رسانه ها بسیج شدند که بازم مثل همیشه با پاک کردن صورت مسئله اینقدر روی حتی یک مدال طلای پارا المپیک مانور بدن و تبلیغات انجام بدند تا اینکه گند المپیک امسال رو ماسمالی کنند.

به نظر شما چرا المپیک باید در جهان اینقدر مهم باشه؟ چرا اینقدر بهش اهمیت داده میشه؟

هر انسانی احتیاج به افتخار و غرور داره که غرور ملی از مهم ترین هاست برای هر فردی در این جهان خاکی. تمامی مردم دنیا و دولت ها سعی می کنند که به مردمشون این غرور ملی و این وطن پرستی رو بدن تا اونها در زندگی شاد تر باشند. ولی افسوس از ایران. افسوس از این همه نادانی!

کشورهای مثل آمریکا و چین نادان نیستند که این همه هزینه می کنند که مدال های رنگارنگ المپیک و پارا المپیک رو بدست بیارند. اینجا جایی برای اثبات کردن لیاقت یک ملته جایی برای آزمایش برنامه ریزی و هنر یک ملت. جایی که گند زدیم! یادمه معلم تاریخ ما می گفت در اوایل انقلاب کارهایی انجام شده که من از گفتنش به عنوان یک ایرانی شرم دارم. معلممون می گفت که  یه عده ای بولدوزر برداشته بودند و رفته بودند تا تخت جمشید رو خراب کنند که چی نشانه ی استبداد! و یه جای دیگه می خاستن اسم خلیج فارس رو عوض کنند بزارند خلیج اسلامی !!! و.. . . .

گفته های جناب رهبر وطن پرست هم از یه طرف که میگه این چیز ها نشانه های استبداد گذشتگان ماست ولی می توان از نظر هنری یه فکری بهالشون کرد!!!!

یه مطلب از دکتر شیری خوندم که خیلی جالب بود در مورد همین گند کاری در المپیک و غرور ملی ما ایرانی ها! حتما بخونید.

به نظر شما ما ایرانی ها چقدر به ایرانی بودن خود افتخار می کنیم؟ چند نفر از ما ایرانی ها پرچم کشورمون رو در خونه داریم؟ چند نفر از ما با افتخار به یک خارجی می تونیم بگیم ایرانی هستیم بدون اینکه یک ساعت وقت تلف کنیم که بهش ثابت کنیم که تروریست نیستیم؟ چقدر بر انجام شدن جشن های ملی کشورمون پافشاری داریم؟ چند تا فیلم و یا سریال در مورد اسطوره های ایرانی ساختیم؟ و و  و   .  . . . . . .

دولت مردان ما باید بدونند که ما سرخورده شدیم ما شکست رو دیدیم و نوشدارو پس از مرگ سهراب دیگه جایز نیست! ما دیگه به این گفته رئیس جمهور در آینده احتیاجی نداریم. چون می دانیم که حرف مفت چیست!

رئیس جمهور: از این به بعد فقط به پارا المپیک ورزشکار می فرستیم چون المپیک ارزش معنوی ندارد!

   


نظرات()  
یکشنبه 8 اردیبهشت 1387  04:44 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: سجاد
نوع مطلب: زندگی مثبت ،سلامت ،

“تری فاکس” یک ورزشکار کانادایی بود که پس از موفقیتهای متعدد در عرصه ورزش دانشگاهی برای پیوستن به جمع حرفه ایها خود را آماده می کرد.

روزی تری به خاطر پا درد شدید به پزشک مراجعه کرد و متوجه شد که مبتلا به سرطان است. پزشکان چاره ای جز قطع کردن پای اون را نداشتند. او در آن هنگام 21 ساله بود. او می توانست در دوره نقاهتش در بیمارستان به این شکست بزرگ بیندیشد. می توانست زانوی غم بغل بگیرد و به سوگ آینده درخشانی بنشیند که قبل از آغاز به اتمام رسیده بود.

اما تری تصمیم به دویدن گرفت. دویدن از یک سر کانادا تا سر دیگرش. هدف او جمع آوری یکصد هزار دلار برای موسسه پژوهشی سرطان جوانان بود.

هنگامی که از بیمارستان خارج شد به یک پای مصنوعی مجهز بود. پدر و مادرش مخالف تصمیم او بودند. روز بعد تری به انجمن سرطان کانادا مراجعه کرد. اما آنها نیز استقبالی از برنامه او نکردند.

فردای آن روز تری “مارتن امید تری فاکس” را شروع کرد. او در منطقه “نیوفاندلند” چوب زیر بغلش را به داخل اقیانوس پرتاب کرد و مارتن نفس گیر خود را از همان جا آغاز کرد.

از آنجایی که تری انگلیسی زبان بود در ابتدا توجه رسانه های گروهی را به خود جلب نکرد. پس از 327 روز, او وارد بخش انگلیسی زبان کانادا شد. تا آن زمان او بیش از 18000 کیلومتر دویده بود. پای مصنوعی او جراحتی عمیق در بدن او ایجاد کرده بود و او درحالی به دویدن ادامه می داد که خون از پایش سرازیر بود و تازه اینجا بود که ماجرای دو مارتن تری فاکس, سر از صفحه اول روزنامه ها در آورد! او با نخست وزیر دیدار داشت و قهرمانان مشهور هاکی, تری را روی دست خود حمل می کردند و پول فراوانی برایش جمع آوری کردند.

تری فاکس مراتن خود را تا شهر “تاندربی” ادامه داد و در آنجا بود که با مشکلات شدید تنفسی روبرو شد و به دستور پزشک از ادامه راه بازماند. تری به پزشکش گفت : “مثل اینکه نمیدانید من کیستم؟ من باید راهم را ادامه دهم. ابتدا والدینم به من گفتند که از عهده این کار بر نمی آیم. انجمن سرطان به من جواب منفی داد. و من تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم. مقامات دولتی با من مخالفت کردند, چون ترافیک بزرگراه ها را مختل کرده بودم و من ادامه دادم. آقای نخست وزیر ابتدا از حمایت من خودداری کرد ولی بالاخره با پشتیبانی او یک میلیون دلار جمع آوری کردم. حالا تصمیم دارم پس از بیرون رفتن از مطب شما برای هر فرد کانادایی یک دلار جمع آوری کنم یعنی 24/1 میلیون دلار.”

قهرمان ملی کانادا بالاخره با بی میلی تسلیم اصرار پزشکان خود شد و در بیمارستان بستری شد. او پس از مدت کوتاهی اب زندگی وداع کرد. اما سرانجام کانادایی ها 24/1 میلیون دلار بریا موسسه او پول جمع آوری کردند.

برای ما داستان تری فااکس, نمونه اعلایی برای عرضه کردن به کسانی است که خود را دارای مشکلاتی می پندارند, به کسانی که معتقدند به خاطر وجود مشکلات قادر به برنده بودن نیستند. تری فاکس به ما نشان داد که حتی در مایوسانه ترین موقعیتها هم میتوان فرصتی برای برنده شدن یافت.

ممکن بود دیگران , در شرایط جسمانی تری فاکس دست ار هر تحرکی بردارند, اما او نشان داد که صرف بیمار بودن به معنای پایان انسان بودن نیست.

تری فاکس به بهانه متوسل نشد. او نگفت : ” من بسیار ضعیف و درمانده ام. من مشکل بسیار بزرگی دارم.” او سدها را شکست و به خود جرات انجام کاری داد که تنها آن را “خارق العاده” نامید.

برگرفته از کتاب “مشکلات را شکلات کنید” نوشته ی “مسعود لعلی”

پی نوشت: بنیاد تری فاکس هم اکنون هم در حال فعالیت است و نام این قهرمان را زند نگاه می دارد.

www.terryfoxrun.org

   


نظرات()  

علاوه بر زندگی